عهد باشد نه براى جنس و معنى چنين مىشود : و حوادث و پديدههايى كه سئوال كردى به فقيه مراجعه شود .
بنابراين عموم از روايت استفاده نمىشود تا مردم در هر پديدهاى ولو از امور حسبيه نباشد بتوانند به فقيه مراجعه نمايند .
ولى علاوه براينكه اينگونه تقريبها بر خلاف ساهر بوده و عرفپسند نيست آنچه مهمتر و موردنظر است جملهى : « فانهم حجتيعليكم وانا حجهالله » است . امام عصر ارواحنا فداه فرمودهاند در پديدههاى اجتماعى - در امورىكه هر ملتى به رئيس خود مراجعه مىكند - به فقيه مراجعه كنيد زيرا فقها از طرف من حجت برشمايند و من حجت خداوندم .
همچنانكه در مقبوله گفته شد تمسك به اين روايت و آن روايت از نظر عموم ملت است .
در آن روايت فرمود او را قاضى قرار دهيد زيرا از طرف من حاكم است ، و در اين روايت مىفرمايد : به او مراجعه كنيد چون از طرف من حجت است . و كلمهى حجت مثل كلمهى حاكم و خليفه و وصى و امثال آنها ظهور در زعامت دارد ، بنابراين اين روايت هم مثل روايت مقبوله از نظر دلالت تمام است و عموم منزلت و اينكه فقيه بمنزلهى امام است از آن استفاده مىشود .
3 - « قالالحسين عليه السلام : مجاريالامور علي ايديالعلماء الامناء عليحلاله و حرامه » « 1 »
اين روايت از نظر دلالت بسيار عالى است و اينكه برخى گفتهاند مراد از علماءائمهى اطهار هستند دليلى ندارد ، بلكه از اين روايت استفاده مىشود كه حكومت و زعامت فقيه جامعالشرائط مسلم و مفروغ عنه است ، زيرا امام حسين عليه السلام نصب نفرمودهاند بلكه خبر دادهاند كه در اسلام حكومت و زعامت هست و آن حكومت و زعامت
هامش
( 1 ) - مستدرك باب 1 از ابواب صفات قاضى روايت 36