ثانياً - اين نوع جعل حكومت و زعامت لازمهى زمان غيبت است زيرا جعل حكومت براى شخص در زمان غيبت ممكن و معقول نيست پس ناچار بايد براى عنوان باشد و ما در زمان غيبت مصيبتهايى داريم كه ناشى از خود ماست ، و به فرمودهى خواجهنصيرالدين :
« وجوده لطف و تصرفه لطف آخر وعدمهلنا » ( وجود حضرت حجهبن الحسن عليهماالسلام لطف است و تصرف او لطف ديگرى است و نبودن او در ميان ما از بدى و نارسايى خودماست ) .
بنابراين اصل زعامت فقيه در زمان غيبت لطف است و فوائد بسيار دارد و اينكه براى شخص معينى جعل نشده و روى عنوان جعل شده هرچند زيانهايى دارد ولى از ناچارى و به جهت اقتضاء زمان است .
ثالثاً - بايد گفت اين نوع جعل در واقع احترامى است به انسانها وزنده ساختن رشد سياسى و تأييد حريت آنان ، زيرا تشكيل حكومت اسلامى در زمان غيبت برهمهى مردم واجب كفايى است يعنى امت اسلامى بايد حكومت اسلامى داشته باشد و براى تشكيل حكومت لازم است :
1 - حوزههاى علميه داشته باشد تا افراد لائق و فقهاء جامعالشرائط بپرورد .
2 - آن افراد لائق يك نفر را از ميان خود انتخاب نمايند و به امت اسلامى معرفى كنند .
3 - همهى مردم حتى فقهاء از او متابعت نمايند .
اين سه حكم از احكام مهم و واجب اسلام است ، و اگر امت اسلامى چنين حكومتى نداشته باشد مسلماً به يكى از اين سه واجب يا به هر سهى آن عمل نشده است ، و اين خود حاكى از آنست كه هنوز رشد سياسى ندارند .
مقايسه اى بين سيستمهاى اقتصادى ( فارسى ) — صفحة 149
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص١٤٩