تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقايسه اى بين سيستمهاى اقتصادى ( فارسى ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
به عبارت ديگر آيا عموم منزلت را و اين كه فقيه به‌منزله‌ى امام عليه السلام است . مىتوان از روايت استفاده كرد ؟ ظاهراً جواب مثبت است ، زيرا سئوال تنها از مراجعه به قضات نبود ، بلكه از مراجعه به قضات و سلطان سئوال شده و امام عليه السلام مراجعه به هردو را ممنوع و مطرود دانسته‌اند وفقيه را به جاى آن دو نهاده‌اند . و اگر مراد از نصب فقط نصب قاضى باشد سئوال و جواب كاملًا تطابق ندارد . از اين جهت عموم منزلت امام عليه السلام نفرمود : فانىقدجعلته قاضيا . چنانچه در رواياتى كه منظور فقط نصب قاضى بوده است فرموده‌اند . بلكه فرمودند : فانىقدجعلته حاكما . و اراده‌ى قضاوت از لفظ حاكم خلاف ظاهر است ، زيرا ظهور اين كلمه در زعامت و ولايت است نه قضاوت ، چنانچه ظهور « حكم » كه قبلًا فرموده‌اند « فليرضوابه حكما » در قضاوت است نه ولايت و حكومت . بنابراين ظاهر از روايت اين است كه امام عليه السلام فرموده‌اند بايد راضى به قضاوت فقيه باشند و سپس علت حكم را بيان كرده‌اند : « فانى قدجعلته حاكما » زيرا او را حاكم برشيعه قرار داده‌ام . و چون حاكم است منصب قضاوت دارد و چون حاكم است منصب ولايت دارد . و همانطور كه شيخ‌انصارى رحمه‌الله و رهبر بزرگ انقلاب اسلامى ايران حضرت آيه‌الله‌العظمى نايب‌الامام آقاى خمينى مدظله فرموده‌اند تصور اطراف قضيه و دقت در همه‌ى روايت موجب اطمينان است كه امام عليه السلام فقيه را بمنزله‌ى خود قرارداده است . 2 - « رويالكليني عن‌اسحق بن‌يعقوب انه قال‌الحجه عجل‌الله تعالي فرجه‌الشريف : و اما الحوادث‌الواقعه فارجعوافيهاالي رواه حديثنا فانهم حجتي عليكم وانا حجه‌الله » . « 1 » ( كلينى از اسحاق‌بن يعقوب روايت كرده كه حضرت ولىعصر حجه‌بن‌الحسن عليهماالسلام فرمودند : در پديده‌ها و حوادث به راويان
هامش
( 1 ) - وسائل روايت 9 از باب 11 ج 18