عليكم وزاده بسطه فيالعلم و الجسم »
« 1 » ( پيامبرشان گفت همانا خدا طالوت را بر شما برگزيده و به او سعه علمى و جسمى عنايت كرده است ) .
طالوت را خداوند براى حكومت بربنىاسرائيل منصوب كرده بود و چون طالوت برحسب ثروت و خانواده از اشراف نبود بنىاسرائيل اعتراض كردند و گفتند او ثروتى ندارد ، پيامبر آن زمانكه از طرف خداوند طالوت را براى حكومت معرفى كرده بود پاسخ داد مناط در حكومت سعهى مالى نيست بلكه سعهى علمى و جسمى است . مراد از سعهى جسمى يا شجاعت است چنانچه مفسرين گفتهاند يا مراد تسلط بر غرائز است چنانچه ظاهر از كلمه بسطه است يا مراد سكونت و آرامش است بهرحال احتمال هريك از اين معانى هست و شايد مراد قرآن همهى اين معانى باشد ، ولى آنچه مسلم است در اين آيه شريفه مناط حكومت ، علم است .
مىدانيم كه قرآن شريف عالم بىعمل را بشدت مذمت كرده و او را گاهى به سگ و گاهى به الاغ تشبيه نموده است بنابراين مناط حكومت در اسلام تنها علم نيست بلكه علم با عمل است ، و نيز مىدانيم كه اسلام زمام امور را به دست كسى كه كفايت نداشته باشد و نتواند جامعه را اداره كند نمىدهد و بشارت و هدايت و عقل را براى كسى مىداند كه قوهى اقتباس داشته باشد بنابر همه اين مقدمات از آيهى شريفه با اين دو تخصيص لبى استفاده مىشود كه مناط در زعامت و رهبرى علم با عمل و قدرت ادارهى جامعه است . و اگر از آيهى شريفه استفاده نكنيم كه خداوند در اين آيه و نظاير آن فقيه جامعالشرائط را به حكومت منصوب نموده ، لااقل استفاده مىشود آنكه منصوب شده فقيه جامعالشرائط است .
3 - قرآن در داستان حضرت يوسف از قول او مىگويد :
« قال اجعلني عليخزائنالارض انيحفيطعليم »
« 2 » ( مرا بربيتالمال بگمار ، من
هامش
( 1 ) - سورهى بقره آيهى 247
( 2 ) - سورهى يوسف آيهى 55