تا اينجا نتيجه گرفتيم كه عقل زعامت و وجود زعيم را در زمان غيبت لازم مىداند و به قاعده كشف و به قاعدهى لطف اين لزومت را به اسلام نسبت مىدهد و كشف مىكند كه اسلام براى زمان غيبت نيز زعامت را در نظر داشته و تعيين زعيم كرده است ، و به دليل ديگر قاعده قدر متيقن » - اين زعامت را حق فقيه جامعالشرائط مىداند و حكم قطعى مىكند كه اسلام ، فقيه جامعالشرائط را به زعامت و حكومت منصوب كرده است .
اما در قرآن : اگرچه از قرآن كريم نمىتوانيم براى زعامت و حكومت غيرپيامبر ( ص ) و ائمه ( ع ) دليل صريحى ارائه نماييم ولى همچنانكه گفته شد به قاعدهى كشف و به قاعدهى لطف اجمالًا مىدانيم كه مسالهى زعامت و حكومت در زمان غيبت نيز در قرآن موجود است : زيرا با آنكه قرآن مىفرمايد :
« ونزلنا عليكالكتاب تبيينالكل شيء »
« 1 » ( بر تو كتابى فرو فرستاديم كه بيان كنندهى هرچيزى است ) ، پس بايد زعامت و حكومت در زمان غيبت هم كه امرى اساسى و مهم است در قرآن باشد .
و از علتهايى كه در برخى آيات ذكر شده نيز مىتوان دريافت كه خداى متعال اين حق را به فقيه جامعالشرائط تفويض كرده است ، و ما برخى از اين آيات را ذكر مىكنيم :
1 - « واذقال ربكللملائكهاني جاعل فيالارض خليفه قالوااتجعل فيها من يفسد فيها و يسفكالدماء ونحن نسبح بحمدك و نقدس لك قال انياعلم مالاتعلمون و علمآدمالاسماء كلها ثمعرضهم عليالملائكه فقال انبئوني باسماء هولاءان كنتم صادقين قالوا سبحانك لاعلم لناالاماعلمتنا انك انتالعليمالحكيم قال ياآدم انبئم باسمائهم فلماانباءهم باسمائهم قال الم اقللكم انياعلم غيبالسموات و الارض و اعلم ما تبدون و ما كنتم تكتمون واذقلناللملائكه اسجدوا لادم فسجدوا
هامش
( 1 ) - سورهى نحل آيهى 89