الاابليس ابي و استكبرو كان منالكافرين »
« 1 » ( و هنگامى كه پروردگارت به فرشتگان فرمود من در زمين جانشين و خليفهاى قرار مىدهم فرشتگان گفتند آيا كسى را براى اين كار قرار مىدهى كه در زمين فساد مىكند و خونريزى مىنمايد ، در حالىكه ما به تسبيح و تقديس تو مىپردازيم . پروردگار فرمود من مىدانم چيزى كه شما نمىدانيد و خداوند همهى اسماء را به آدم آموخت سپس برفرشتگان عرضه كرد و گفت مرا از اسماء اينها خبر دهيد اگر راستگويابند . فرشتگان گفتند پاك و منزهى تو ، ما علمى جز آنچه بما آموختهاى نداريم ، همانا تو داناى درستكردارى . خداوند فرمود اى آدم به ايشان خبر ده از اسماء آنها ، پس چون به ايشان خبر داد از اسماء آنها خداوند فرمود آيا به شما نگفتم كه من به غيب و پنهان آسمانها و زمين داناترم و مىدانم آنچه را آشكار و آنچه را پنهان مىسازيد . و هنگامىكه به فرشتگان فرموديم برآدم سجده كنيد ، پس جملگى سجده كردند جز ابليس كه سرباز زد و تكبر ورزيد و او از كافران بود ) .
گرچه اين آيات مشتمل بردقائقى از علوم قرآن است و براى توضيح آن به بحثى طولانى نيازمنديم كه از بحث فعلى ما بيرون است ، ولى آنچه بهخوبى از اين آيات استفاده مىشود :
الف - اين عنايت خاص كه آدم بمقام خلافت خدا در زمين برگزيده شده به جهت آنست كه عالم بوده است .
ب - اگر چه تقوى بنوبهى خود درخور ستايش است و اسلام برترى هركس را به تقوى مىداند ( اناكرمكم عند الله اتقيكم ) ولى تقوى به خودى خود نمىتواند موجب خليفهاللهى شود .
ج - افرادىكه در زمين فساد بر مىانگيزند و خونريزى ناحق مىنمايند و گناهكاران لياقت اين مقام را ندارند و اين عنايت مخصوص
هامش
( 1 ) - سورهى بقره آيهى 34 - 30