تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقايسه اى بين سيستمهاى اقتصادى ( فارسى ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
وصى پيامبرى را كشتند ديگر لطفى در كار نباشد ، در حالىكه اگر گروهى طغيان كردند نمىتوان گروههاى ديگرى را مقصر دانست ، بنابراين در هر زمانى لازم است زعيمى باشد كه بوجود او امور دين و دنياى مردم اصلاح شود ) راهها و برهانهاى ديگرى هم از نظر عقل براى اثبات وجود زعيم در زمان غيبت هست كه براى رعايت اختصار از ذكر آنها صرف نظر مىكنيم فقط لازم است براى تكميل اين دو دليل ، مصداق نتايج اين دو قضيه را بيان كنيم ، يعنى اين دو دليل به‌ما مىفهماند كه اسلام براى زمان غيبت نيز زعيم و رهبر تعيين كرده است ولى آن زعيم چه‌كسى است و چه كسى بايد باشد ؟ اين را از قاعده‌ى ديگرى كه در اصطلاح علم اصول ، قاعده « قدرمتيقن » ناميده مىشود بدست مىآوريم . قاعده « قدرمتيقن » دلالت مىكند كه آن زعيم بايد فقيه جامع‌الشرائط يعنى متخصص در علوم اسلامى و عادل و مدبر باشد ، بعبارت ديگر فقيه جامع‌الشرائط كسى است كه در علوم اسلامى صاحب‌نظر و برخويشتن مسلط و براداره‌ى امور جامعه قادر باشد ، و عقل نيز حكم مىكند كه چنين شخصى برديگران مقدم است ، زيرا مردم يا در علوم اسلامى صاحب نظرند يا نيستند ، قطعاً آنان كه صاحب‌نظرند براى حكومت شايسته‌ترند و آنان كه صاحب نظرند يا عادلند يا نيستند ، يا قادر براداره‌ى جامعه هستند يا نيستند ، آنكه عالم و عادل و قادر براداره‌ى امور است مسلماً برديگران مقدم است ، بنابراين زعامت در اسلام ويژه‌ى عالم عادل با كفايت است ، و اگر كسى پيدا شود كه در اداره‌ى امور از فقيه با كفايت‌تر است بايد زيرنظر آن فقيه كار كند و به اين موضوع بعداً اشاره خواهيم كرد .
مقايسه اى بين سيستمهاى اقتصادى ( فارسى ) — صفحة 135 | الشيخ حسين المظاهري