سعادت و كمال انسانها كاملًا مؤثر است .
هرچه فيض و لطف باشد برخداوند كه فياض علىالاطلاق است لازم و واجب مىباشد . زيرا خوددارى از فيض و لطف ، بخل است و خداوند از بخل و هرصفت زشت ديگرى منزه است .
پس نتيجه مىگيريم كه بعثت پيامبران و تعيين جانشينان ايشان برخداى متعال لازم و واجب است .
همين برهان عقلى و شكل اول منطقى برنصب زعيم و رهبر در زمان غيبت نيز دلالت دارد ، به اين معنى كه :
نصب زعيم در زمان غيبت ، فيض و لطف است زيرا حفظ نظام در جوامع اسلامى و پاسدارى مرزها و دفع دشمنان اسلام از هجوم به كيان اسلام و جلوگيرى از تجاوز آنان به مسلمانان ، و اجراء قوانين اسلام بويژه قوانين سياسى و اجتماعى و بيان احكام و تطبيق كليات احكام اسلام برامور و حوادثى كه واقع مىشود و مراجعه امت در اين امور كه معمولًا هر ملتى در پيشامدها به رئيس خود مراجعه مىكنند ، و . . . همه و همه نياز به زعيم دارد و بدون زعيم كار به هرج و مرج مىكشد .
هرچه فيض و لطف است برفياض علىالاطلاق لازم و واجب است و گفتيم كه خوددارى از فيض و لطف بخل محسوب مىشود و خداوند متعال از هر عيب و نقص و رذيلتى منزه است .
پس تعيين و نصب زعيم از طرف خداى متعال در زمان غيبت لازم و واجب است ( نبايد گفت پس از آمدن پيامبر و تعيين اوصياء در گذشته ديگر لطف واجب نيست چون مردم بدست خود ، خود را از فيض محروم ساختند ، همچنانكه خواجه نصيرطوسى رحمهالله عليه نيز در كلام مشهور خود مىگويد :
« وجودهلطف و تصرفه لطف آخر وعدمهمنا
» . . . زيرا لازمهى اين كلام آنست كه اگر مردمى پيامبر يا
مقايسه اى بين سيستمهاى اقتصادى ( فارسى ) — صفحة 134
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص١٣٤