نرسيده باشد :
« يا ايهاالرسول بلغما انزل اليك من ربك وانلم تفعل فما بلغت رسالته »
« 1 » ( اى پيامبر آنچه برتو نازل شده - زعامت و ولايت امور مؤمنان على ( ع ) - به مردم ابلاغ كن ، و اگر ابلاغ نكنى رسالت را نرساندهاى - هيچ كارى نكردهاى - ) .
بنابراين در زمان غيبت نيز حتماً بايد زعيم و رهبرى باشد : آيا اين كشف عقلى از آنچه فقهاى اسلام آن را يكى از ادلهى فقه دانستهاند ضعيفتر است ؟
دلايل چهارگانهاى كه فقهاى اسلام در فقه معتبر مىدانند كتاب و سنت و عقل و اجماع است . در توضيح اجماع فرمودهاند اگر همهى فقهاى قديم شيعه در موضوعى اتفاق نظر داشته باشند و برآن موضوع از كتاب و سنت و عقل دليلى نباشد درمىيابيم كه فتواى آنان با تقوى و مراقبتى كه داشتهاند يكجور فتوى بدهند و آن فتوى بدون مدرك و دليل باشد .
استاد بزرگوار مرحوم آيتالله بروجردى رحمهاللهعليه مىفرمود چون در جوامع اوليه شيعه روايات زيادى بوده كه به ما نرسيده است : از اتفاق فقها در يك فتوى درمىيابيم كه آنان روايت درستى از نظر سند و دلالت در دست داشتهاند كه به ما نرسيده است .
بنابراين در اين موضوع كه اسلام براى زمان غيبت نيز زعيم و حاكم تعيين كرده تا مردم در امور اجتماعى و حوادثى كه پيش مىآيد به او رجوع كنند ، نبايد ترديد داشته باشيم . و به گفتهى رهبر بزرگ انقلاب اسلامى ايران حضرت آيهاللهالعظمى نايبالامام آقاى خمينى اداماللهظله ، « بعد از تصور و در نظر گرفتن اطراف و جوانب قضيه
هامش
( 1 ) - سورهى مائده آيهى 67