تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقايسه اى بين سيستمهاى اقتصادى ( فارسى ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
است و آنچه جايز نيست فتوى دادن نااهل مىباشند . و اين‌گونه روايات بسيار است و مؤلف كتاب « وسائل » اين روايات را در بابهاى صفات قاضى در اول جلد 18 نقل كرده است . اصولًا آيات و رواياتى كه در اين‌باره ذكر شده ارشادى است يعنى همان چيزى را كه فطرت انسانها بدون فرمان شارع درك مىكنند توجه كرده است و صرفاًتعبدى نيست زيرا هر انسانى درك مىكند كه در نيازهاى دينى و غيردينى بايد به متخصصى مراجعه كرد . عامه‌ى مردم بايد در امور دين به فقيه مراجعه كنند همچنانكه در بيمارى بايد به پزشك مراجعه كرد . به همين جهت فقهاء فرموده‌اند در تقليد تقليد نيست ، يعنى عامه‌ى مردم درك مىكنند كه بايد به فقيه مراجعه كنند پس « اصل تقليد » احتياج به تقليد ندارد ، تقليد در مسائل دينيه‌اى است كه نمىتوانند درك كنند . ب - مسأله‌ى قضاوت اين منصب از طرف خداى متعال به پيامبر و ائمه‌ى اطهار عليهم‌السلام واگذار شده :
« يا ايهاالذين آمنوا اطيعوالله و اطيعوالرسول و اوليالامر منكم فان تنازعتم فيشيء فردوه‌اليالله والرسول ان كنتم تؤمنون‌بالله و اليوم‌الاخر »
« 1 » ( اى مؤمنان از خدا و پيامبر و صاحبان امر اطاعت كنيد و اگر در چيزى نزاع داشتيد به پيامبر مراجعه نماييد ) عدم تكرار « اطيعوا » قبل از « اوليالامر » و عدم تكرار « اوليالامر » بعد از « الرسول در اين آيه به خوبى حاكى از آنست كه « اوليالامر » همچون خود پيامبر ( ص ) هستند و بفرموده‌ى امام عليه السلام ، « اولنا محمد وآخرنامحمد » و هر منصبى كه پيامبر دارد اولىالامر نيز دارا مىباشند ، و مراجعه به آنان و اطاعت از ايشان مراجعه و اطاعت از پيامبر است ، چنانچه آيه‌ى مباهله و روايت غديرخم و روايت منزلت
هامش
( 1 ) - سوره‌ى نساء آيه‌ى 59