برخى از ياران نزديك پيامبر صلى الله عليه و آله نيز اعتراضاتى - گرچه محترمانه - داشتهاند . مردى از اينكه پيامبر صلى الله عليه و آله به پيروى از فرمان خداوند ، نصف كل تركهى ميت را به تنها دختر وى بدهد سخت دچار شگفتى شده و گفته است : « چگونه ممكن است دخترى كه نه سوار اسب مىشود و از قبيله دفاع مىكند ، و نه به عنوان عاقله ، ديه مىپردازد ، نصف تركهى ميت را مالك مىشود ؟ » شايد حتى ذيل بعضى از آيات ارث خود قرينهاى است كه ارث دادن به زنان چه اندازه براى مردم آن روز دشوار بوده است ؟ حال پرسش اين است كه آيا حاكميت چنين فضاى فرهنگى و فكرى هيچ گونه محدوديتى فراروى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در مقام بيان پارهاى از احكام شرعيه ايجاد نكرده است ؛ به گونهاى كه آن حضرت نتوانسته باشند پارهاى از احكام واقعيه را بيان نمايند ؟
شارع مقدس اسلام برخى از بناهاى رايج آن روز را امضا كرده است . دربارهى اين بناها اين پرسش مطرح مىشود كه آيا امضاى برخى از آنها صرفاً براى حفظ نظم اجتماعى يا از سر ضرورت نبوده است ؟ براى نمونه آيا اين احتمال وجود ندارد كه امضا و تقرير برده دارى - به لحاظ احكامى كه در مورد آزادى بردگان وجود دارد و اين كه پيامبر صلى الله عليه و آله بنابر خبرى ، خود بشارت آزادى همه بردگان را در آينده داده است - به لحاظ ساختارمند شدن آن و ريشه دوانيدن آن در همهى تار و پود جامعهى آنروزبوده است ؟
دربارهى بناهاى عقلايى همچنين اين پرسش مطرح است كه در امضا و تأييد آنها هر چند با عدم ردع و سكوت ، آيا رواج و شيوع ، حيثيت « تقييدى » است يا « تعليلى » ؟
آيا چون آنها صرفاً در زمانى رايج بودهاند ، شارع مقدس اسلام آنها را براى هميشه و با قطع نظر از داورى عقلاى آينده دربارهى آنها امضا نموده است ؛ يا اينكه آنها را به قيد رواج و شيوع در ميان عقلا امضا كرده است ؛ به ويژه با عنايت به اين كه محوّل نمودن نحوهى دخالت حيثيت « رواج » در حكم امضايى به لسان دليل و دلالت آن ، هميشه كارساز نيست ؛ زيرا در مورد بناهايى كه امضاى آن با سكوت و عدم ردع است ، دليل از اين حيث فاقد لسان به نظر مىرسد . پس در هر حال ، چگونه مىتوان نحوهى دخالت حيثيت « رواج » را احراز نمود ؟ با پوزش از تصديع ، اطمينان دارم كه راهنمايىها و ارشادات ارزشمندتان براى جامعهى علمى راهگشا خواهد بود .
( جواب ) : بسمه تعالى 1 . آنچه دربارهى آداب و رسوم فرموديد كاملًا امكان دارد ، ليكن امكان يك چيز غير از واقعيت حتمى ، و غير از ظهور عبارتى است . ما موظف به
استفتائات ( 1382 ش ) ( فارسى ) — صفحة 27
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص٢٧