مستلزم اختلافات دامنه دار در صدور فتوى مىباشد و ضمن معطل شدن مراجعان ، خطر اختلاف در ميان اهل افتاء هم وجود دارد . شما خود شاهد اختلاف شديد در امور اجتماعى هستيد ، اينها هم گوشهاى از مسائل افتايى مىباشند . هر چند به بحث موضوعى مربوط مىباشد ، حساب كنيد كه اگر حجيّت فتوى را اساساً مربوط به شورا كنيد چه پيش مىآيد ؟ ! و آيا به اختلاف و بالاخره به تعطيل شورا نمىانجامد ؟ !
6 - اصل شورا در امور بسيار خوب است ، و اينك هم معمولًا همه مجتهدان جلسه شوراى فتوى دارند و لزومى ندارد كه شورا ، حاصل از رقبا و هم دورهها باشد چه بسا افراد جوانتر ، بيشتر و مجدّانهتر كار كنند ؛ گرچه پختگى پيران را نداشته باشند ، كه با نظارت مرجع جبران مىشود .
7 - سيره همهى سلف صالح هم افتاء فردى بوده نه شورايى به اصطلاح شما ، يعنى شوراى حاصل از خود اهل افتاء ( نه حاصل از مفتى و افراد قريب الاجتهاد ) .
سؤال 47 : شخصى كه ( به خاطر ارتباط با روحانيّت و نيز دفتر مراجع تقليد ) آگاه به مسائل دينى است و مىتواند مسائل را از روى رساله و كتب دينى و معتبر ديگر به ديگران بياموزد ، آيا مىتواند در جمعهاى دوستانه اقدام به اين كار نمايد و به سؤالات دينى كه از او مىشود پاسخ دهد ؟ اعتراض به كار ايشان و مانع شدن چه حكمى دارد ؟
( در صورتى كه در بيان احكام دقّت و احتياط لازم را دارد . )
( جواب ) : بسمه تعالى اگر اطمينان دارد كه در نقل فتاوى اشتباه نمىكند مشكلى نيست ؛ بلكه ثواب هم دارد .
سؤال 48 : با توجه به اينكه در ميان علماى شيعه اجماع عبارت از اتفاقى است كه كاشف از قول و رأى امام معصوم عليهم السلام باشد ، لطفاً بفرماييد در صورتى كه براى صدور حكمى از احكام دليلى از كتاب و سنّت به ما نرسيده باشد آيا عقل به تنهايى به عنوان مشرّع خواهد بود يا مانند اجماع نقش كاشفيت را دارد ؟
( جواب ) : بسمه تعالى به نظر ما نقش كاشفيت دارد . بايد عبد خدا باشيم نه عبد قوهى عاقله .
سؤال 49 : با توجه به اينكه از قديم الايام در حوزههاى علميه مرسوم بوده كه علماء و مراجع به شاگردان خود اجازهى در نقل روايت مىدادند . الف ) اجازهى نقل
استفتائات ( 1382 ش ) ( فارسى ) — صفحة 25
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص٢٥