تخطي إلى المحتوى الرئيسي

استفتائات ( 1382 ش ) ( فارسى ) — صفحة 22

مساهمون:

ص٢٢
اين نظر ، نظر زيد است و اگر شما به اين نتيجه نرسيديد كه او اعلم است بايد از مجتهدى تقليد كنيد كه او را اعلم مىدانيد . ب ) با توجه به مطالبى كه بيان شد آيا ديگران مىتوانند مانع شوند و جلوى او را بگيرند ؟ ( جواب ) : بسمه تعالى الف ) مسلماً جايز است و ثواب دارد . بلكه مىتوان گفت لازم است . اگر وظيفه‌ى ديگران رجوع به اهل خبره است وظيفه‌ى اهل خبره هم پاسخ دادن است . ب ) هرگز نمىتوانند مانع شوند . سؤال 42 : از نظر اصطلاح فقهى واژه « خبره » كه در يافتن مجتهد بايد به آن مراجعه شود ، چه معنايى دارد ؟ ( جواب ) : بسمه تعالى مطلع از فقه و اجتهاد . سؤال 43 : شخصى از مجتهدى تقليد مىكرده و اكنون بدون رجوع به خبره يا دو عادل ، با مشاهدات خود احتمال مىدهد كه مجتهد ديگر اعلم است ، آيا مىتواند با همين احتمال رجوع كند ؟ ( جواب ) : بسمه تعالى اگر موجب وثوق و اطمينان شود ، مىتواند و صحيح است . سؤال 44 : در چه صورتى شخص خبره حق دارد شهادت به اعلميت يك مرجع تقليد بدهد ؟ ( جواب ) : بسمه تعالى وقتى برايش معلوم شد ، همه جا و در همه صور وظيفه دارد ، مگر آن كه مفسده‌اى در اظهار باشد . و اگر مورد سؤال شد وظيفه ، اظهار است . سؤال 45 : منظور از « شياع مفيد علم » كه در تشخيص مرجع تقليد اعلم بيان شده ، چيست ؟ ( جواب ) : بسمه تعالى شياع بين مردم است ، ليكن در صورتى كه دليلى بر شياع نزد اهل خبره باشد ، به نظر من ميزان اساسى وثوق به اجتهاد و اعلميت است و چه بسا اين وثوق را خود شخص مقلد نيز پيدا كند . مثل اين كه فلان شخص از ديگران با استعدادتر است و همواره در سال‌هاى متمادى مشغول بوده است و تأليفات او هم مورد توجه است . سؤال 46 : چنان‌چه مستحضر هستيد ، دامنه‌ى همه علوم گسترش چشمگير يافته است و از سويى حتى احصاى تمام جنبه‌هاى يك علم براى يك نفر قابل دسترسى نمىباشد يا مشكل است و پاسخ‌گويى نيازها تخصصى شده است . علم فقه نيز چون