تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير سوره مباركه حمد ( فارسى ) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
ما اين طور نيست ، زيرا : اولًا : خلاف ظاهر است . « 1 » ظاهر « إيّاكَ نَستَعينُ » بين عقلا حجّت است و در آن مستعانٌ فيه ذكر نشده . بنابراين ، ظاهر اين است : « خدايا ! در همهء امورى كه نياز به مدد كارى دارد ، از تو استعانت مىجوييم » . زمخشرى در كشّاف اين مطلب را دريافته و تصريح كرده است كه آيه اطلاق به همهء امور دارد ، و در ادامه مىگويد : و إن قُلتَ : لِمَ أطلقت الاستعانة ؟ قُلت : ليتناول كلّ مستعان فيه ؛ اگر بگويى : چرا استعانت را مطلق گفته و مستعانٌ فيه را ذكر نكرده است ، مىگويم : براى اين كه همهء مستعانٌ فيه را شامل شود ، هر چند امورى كه اسباب عادى آن فراهم باشد . ثانياً : اين سخن با مذاق قرآن و شرع مقدّس اسلام سازگارى ندارد ؛ زيرا غرض قرآن كريم تربيت افراد براى نيل به درجات عالى توحيد است ، و اين كه پى ببرند ، روح و ملكوت همه اسباب به دست ذات اقدس الهى است . « بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شىْء ؛ ملكوت هر شىء به دست اوست . » حتّى خطوراتى كه در انسان مىشود ، با اين كه آن خاطره‌ها خيلى رقيق است و هيچ‌كس به آنها احاطه ندارد ، با اين حال ، آنها نيز ملكوتى دارند ، كه به دست خداست .

ملكوت يعنى چه ؟

ملاصدرا مىگويد : « همهء اشيا فقر وجودى دارند نه فقر ماهوى . » فقر ماهوى عبارت از ماهيّتى است كه نسبتش به وجود و عدم على
هامش
( 1 ) . توضيح مطلب اين كه ، ما دو نوع عبارت و مفهوم داريم : يكى اين كه ، عبارت در مطلب ظاهراست ؛ و دوم اين كه عبارت نصّ در مطلب است . نصّ ، يعنى احتمال خلاف در آن نباشد ، به عنوان مثال : مىدانيم كه چند عالم مشهور در شهر است و مىگوييم : زيد ، بكر و عمرو را دعوت كن . اين نصّ است . ولى گاهى مىگوييم ، علماى شهر را دعوت كن ، كه اين ظاهر است ؛ زيرا مىتواند بگويد : مگر فلانى . .