شناخت و از آن استفاده كرد ، و گرنه به نتيجه نمىرسيم . « 1 » خداوند اين مطلب را اين گونه بيان مىفرمايد :
« وَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوابِها » ؛ « 2 »
براى ورود به خانهها از درهاى آن وارد شويد . ( براى ورود در هر كارى ، از مقدّمهء صحيح آن وارد شويد ) .
بنابراين ، براى رسيدن به مقصود بايد از اسباب و مقدمات آن استفاده كرد .
و گرنه فايدهاى ندارد و خلاف ظاهر قرآن و عقل مىباشد .
مولوى در باب تشبّث به اسباب براى به نتيجه رسيدن خود اشعار زيبايى دارد :
هر كه در ره بى قلاووزى رود * هر دو روزه راه صد ساله شود
هر كه تازد سوى كعبه بى دليل * همچو اين سرگشتگان گردد ذليل
جز كه نادر باشد اندر خافقين * آدمى سر برزند بى والدين
هر كه گيرد پيشهء بى اوستا * ريشخندى شد به شهر و روستا
مال ، او يابد كه كسبى مىكند * نادرى باشد كه بر گنجى زند
مصطفائى كو كه جسمش جان بود * تا كه رحمان عَلَّمَ القرآن بود
اهل تن را جمله علم بِالقلم * واسطه افراشت در بذل و كرم « 3 »
اشكال
با توجّه به مطالب قبل كه استعانت از غير خدا جايز است ، پس انحصار استعانت از خدا در آيهء « إيّاكَ نَسْتَعينُ » چه معنايى دارد ؟
هامش
( 1 ) . علّت پيشرفت اروپائيان اين بوده كه مقدّمات و اسباب را خوب فهميدند و با طّىِ مقدّمات ، بهپيشرفتهاى عظيم نايل شدند . .
( 2 ) . بقره ( 2 ) آيهء 189 . .
( 3 ) . مثنوى ، دفتر سوم ، ص 16 .