كرديم كه بسيار بزرگى ، ربِّ العالمين هستى ، رحمان و رحيم و پادشاه روز جزا مىباشى ، به داشتن اين صفتها ، ما تو را به عبادت و به استعانت مخصوص كرديم ، اين كلام را اگر به طور غيبت مىگفت قطعاً چنين حاصلى نداشت .
البتّه در قرآن آياتى است كه در آنها واژهء « عبادت » به كار رفته ، ولى به عنوان معناى حقيقى كه ذكر كرديم ، استفاده نشده ، بلكه به صورت مجازى آن استعمال شده است .
1 . « يا ابَتِ لا تَعْبُدِ الشَّيْطانَ انَّ الشَّيْطانَ كانَ لِلرَّحْمنِ عَصِيّاً » . « 1 »
ابراهيم خطاب به عمويش مىگويد : شيطان را عبادت مكن ، زيرا شيطان امر الهى را عصيان كرده است . در اين جا عبادت به معناى خضوع و اطاعتكردن شيطان به عنوان خدا نيست ، بلكه آن چنان پيروى شيطان و امتثال امر او مىشده كه گويا شيطان را عبادت مىكردند .
2 . « أَلَمْ أَعْهَدْ الَيْكُمْ يا بَنى آدَمَ انْ لاتَعْبُدوا الشَّيْطانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبينٌ » . « 2 »
در اين آيه به بنى آدم امر شده كه شيطان را عبادت نكنيد ، در اين جا نيز مانند قبل ، خداوند معناى عبادت براى شيطان را به طور مجازى استفاده كرده است ؛ زيرا آنها بدون چون و چرا شيطان را اطاعت مىكردند .
3 . « فَقالُوا أنُؤْمِنُ لِبَشَرَيْنِ مِثْلِنا وَقَوْمُهُما لَنا عابِدُونَ » . « 3 »
در اين آيهء شريفه ، اگر فرعون مىگويد : قوم موسى و هارون ما را عبادت مىكنند ، نه اين كه مردم آنها را واقعاً به عنوان خدا عبادت مىكردند ، بلكه از آنها اطاعت محض داشتند ، لذا تعبير به عبادت شده است .
هامش
( 1 ) . مريم ( 19 ) آيهء 45 . .
( 2 ) . يس ( 36 ) آيهء 60 . .
( 3 ) . مؤمنون ( 23 ) آيهء 47 . .