« إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَايَّاكَ نَسْتَعينُ »
چرا « إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَايَّاكَ نَسْتَعينُ » به صيغهء غايب نيامده است ؟
نكات ادبى قرآن بسيار قابل توجّه و تدبّر است ، و يكى از وجوه اعجاز قرآن جنبهء فصاحت و بلاغت آن مىباشد . علما از تدبّر در قرآن سه فن دربارهء فصاحت و بلاغت استخراج كردهاند : فن معانى ، فن بيان و فن بديع .
كسى كه مىخواهد واقعاً قرآن را بفهمد ، ناگزير بايد اين فنون را به طور مُتْقَنْ و مُحْكَم بداند . مرحوم شيخ بهاءالدين عاملى ( شيخ بهايى ) تفسيرى دارد به نام العروة الوثقى كه در مقدمهء آن مىفرمايند :
كسى كه فن معانى و بيان را اتقان نكرده است ، وارد تفسير نشود كه به خوبى استفاده نخواهد كرد ، البته نبايد يأس توليد شود ، إن شاء اللَّه با استدامت و پشتكار ، انسان در جوانى مىتواند به هر موفقيّتى برسد .
تا جوانى و تندرستى هست * آيد اسباب هر مراد به دست « 1 »
معمولًا مطلبى كه انسان بيان مىكند ، از آغاز تا انجام داراى يك روش و يك شيوه است ، و اگر بخواهد از آن شيوه عدول كند ، قدرى خلاف معمول خواهد بود . به عنوان مثال ، دعايى به نام « دعاى مشلول » در مفاتيح الجنان است ، در آن جا از اوّل تا آخر فقط خطاب است : « أللّهُمَّ ؛ إنّي أسألُك . . . يا عليمُ يا حليم . . . يا عفُوُّ يا غَفُور . . . » و هيچ گاه از خطاب به غيبت نيامده است .
دعاى ديگرى به نام « دعاى عشرات » است - كه اگر خدا توفيق دهد در همهء عصرها مخصوصاً عصر جمعهها آن را بخوانيم - بيشتر اين دعا غيبت است ،
هامش
( 1 ) . كليات نظامى گنجوى ، ص 438 .