3 . در سورهء مباركهء حمد نيز مىفرمايد : « الْحَمدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ ؛ ستايش مخصوص خداست ، خدايى كه ربِّ العالمين است » » ، « الرَّحْمنِ الرَّحيم » ، « مالِكِ يَومِ الديّن » تمام اينها حكايت از غايب است ، بعد يك باره آيه از « حكايت » به « خطاب » مبدّل مىشود و مىگويد :
« إيّاكَ نَعبُدُ وَإيّاكَ نَسْتَعينُ » ؛ فقط تو را عبادت مىكنيم و فقط از تو استعانت مىجوييم » در حالى كه مىبايست اين گونه مىفرمود : « إيّاهُ نَعْبُدُ و إيّاهُ نَستَعينُ ؛ فقط او را عبادت مىكنيم و از او كمك مىگيريم . » اين بر خلاف معمول سخن است ، امّا مسلّماً يك نكته مهمترى وجود دارد كه روى آن نكتهء فوق اين جهت فصاحت و بلاغت مراعات شده است .
زمخشرى در تفسير كشّاف خود مىگويد : - و درست هم مىگويد - كه در همهء اين موارد دو نوع امتياز و ويژگى وجود دارد :
الف ) قرآن هميشه مقيّد است نشاط شنونده را نگه دارد ، و نگذارد حالت ملالت و خستگى پيش آيد . اگر كلام يكنواخت باشد ممكن است شنونده به ستوه آيد ، « 1 » لذا يك باره عدول مىكند تا توجّه شنونده را جلب و حالت نشاط را در وى نگه دارد .
ب ) قدرت متكلّم را مىرساند ؛ زيرا سخنران قوى كسى است كه از فنون كلام بهرهمند بوده ، بتواند در عين حال كه خطاب مىكند ، به غيبت برود و در حالى كه حكايت مىكند ، به خطاب بيايد . اگر در حال غيبت مىفرمود : « إيّاه نَعبُدُ وَ إيّاه نَستَعينُ » ، اشاره به اين بود كه آن غايب اين گونه است ، پس چرا فقط تو را عبادت كنيم و چرا فقط از تو استعانت جوييم ولى چون گفته است : « إيّاكَ نَعبُدُ وَإيّاكَ نَسْتَعِينُ » ، يعنى اى خدايى كه تو را توصيف
هامش
( 1 ) . مثلًا راديوها گاهى اوقات براى اعلام خبرهاى فوق العاده در زمان جنگ و امثال آن ، در وسطكلام يك باره مىگويند : توجّه ! توجّه ! ، تا توجّه شنونده كه قدرى حالت عادى پيدا كرده است را جلب كنند . .