زيادى داشته و معروف به زهد بود ، مىگفتند : او كوزه را در آفتاب گرم مىگذاشته تا آب آن گرم شود ، سپس آب را بخورد و به وسيلهء زحمت و رنجى كه از اين گرماى آب حاصل مىآيد ، به كمال برسد ! اين كار خلاف سنّت بوده و در دين مقدّس ما تقبيح شده است . ما الآن مىتوانيم و در مسجد و در اتاقى كه هواى خوبى دارد نمازهاى يوميه و نوافل را بخوانيم ، و هيچ لازم نيست در آفتاب بايستيم كه مثلًا « افْضَلُ الاعْمالِ احْمَزُها » و نماز ظهر را در آن بحبوحهء گرما كه از آدم عرق مىريزد به جا آوريم ، اين از بدعتهاى صوفيّه است .
امام در ادامهء دعا مىفرمايد : و در شب لذّت و شهوت را نايل شوند . در اسلام كاميابى از لذّتها ضرورى است ، زيرا بناى عالم بر آن بوده و اگر نباشد هرج و مرج لازم مىآيد و مفاسد فراوانى ايجاد مىشود .
بعد به آن جا مىرسد كه عرض مىكند :
اللَّهُمَّ فَلَكَ الْحَمْدُ عَلى ما فَلَقْتَ لَنا مِنَ الإِصْباحِ ، وَ مَتَّعْتَنا بِهِ مِنْ ضَوْءِ النَّهارِ ، وَ بَصَّرْتَنا مِنْ مَطالِبِ الأقْواتِ .
خدايا ! چگونه تو را ستايش كنم كه همهء ستايشها از آن توست . چقدر اين صبح را زيبا شكافتى ، و آن را براى مصلحت ما آوردى و ما را بهرهمند كردى .
كسى كه در زندان مانده باشد و آفتاب نديده و در جاى نمناك زندگى كرده باشد ، مىفهمد كه آفتاب چه نعمت با ارزشى است ، و گرنه نعمتى كه تكرار شد ، ارزشش از چشم آدمهاى متعارف مىافتد ، خدايا ! تو به ما آموختى كه با استفاده از روشنايى روز ، رزقمان را به دست آوريم . از بركات زمين ، معدن ، دريا و جنگل استفاده كنيم . نه اين كه برويم در گوشهاى بنشينيم و با هيچ چيز كار نداشته باشيم ، سرمان را بيندازيم پايين و مسيرمان فقط از محراب تا منزل باشد ، كسب و بازار را نيز رها كنيم كه به خصوص اهل دنياست . امام
تفسير سوره مباركه حمد ( فارسى ) — صفحة 75
مساهمون: السيد عز الدين الحسيني الزنجاني
ص٧٥