كنيم ، مگر خدا محتاج ستايش است ؟ مىفرمايد :
« وَقالَ مُوسى إِنْ تَكْفُرُوا أَنْتُمْ وَمَنْ فِى الأَرضِ جَمِيعاً فَإِنَّ اللَّهَ لَغَنِىٌّ حَمِيدٌ » . « 1 »
موسى گفت : اگر شما و تمام مردم دنيا از اوّل تا آخرِ خلقت ، كافر شده ، به خدا كفران نعمت كنيد و خدا را نشناسيد ، گَردى به دامن كبريايىاش نخواهد نشست .
در آيهء ديگر مىفرمايد :
« فَإِنَّ اللَّهَ غَنِىٌّ عَنِ العالَمِينَ » . « 2 »
اصلًا ضررى به ذات مقدسش راه نمىيابد ، زيرا : « اللَّهُ الصَّمَدُ » ، خدا داراى همهء فعليتهاست . هيچ قوه و استعدادى نمىتواند به ذات مقدّسش راه يابد .
پس غرض از اين حمد و ستايش چيست ؟ آيا مىتوان خدا را تشبيه كرد ، مانند سلاطين ظاهرى كه دوست دارند مدح و حمد شوند ؟ آنها در باطن خلأى دارند و مىخواهند آن را با شنيدن ستايش پركنند ، ولى ذات مقدّس احديّت اصلًا طرف نسبت نيست ، او بالاتر از قياس ، خيال ، وهم و گمان است .
بنابراين ، حمد يك جنبهء تربيتى دارد ، زيرا حقيقت و معناى حمد ، ريشه در فطرت انسانى دارد .
انسانِ لايتناهى
انبيا عليهم السلام آمدهاند تا فطرت انسانى را هدايت كنند ، و به سر منشأ اصلىِ كمال و جمال برسانند و بگويند : تو كه خدا را ستايش مىكنى ، پس در مقابل اين زيبايىهاى محدود احساس عجز و ناتوانى مكن ، زيرا تو متّصل به لايتناهى هستى ، تو آخر ندارى ، انسانى كه لايتناهى است ، نبايد خود را در دنيا متمركز
هامش
( 1 ) . ابراهيم ( 14 ) آيهء 8 . .
( 2 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 97 . .