تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير سوره مباركه حمد ( فارسى ) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
علّامهء طباطبائى - رضوان اللَّه تعالى - عليه مانند مشهور عمل كرده و مىفرمايد : حمد عبارت است از : ستايش و تمجيد كردن موجودى در برابر مزايا و كمالات اختيارى او كه از راه شعور و اختيار از وى صادر شده است ، مثلًا مىگويد : « حَمَدْتُ الرَّجُلَ عَلى إِحْسانِهِ ؛ او را ستايش كردم براى اين كه احسان كرده بود » و يا « عَلى حَديثِهِ » و « عَلى جُلُوسِه » و . . . ؛ او را براى سخن گفتنش ، يا نشستنش ستايش نمودم ، كه همه اينها افعال اختيارى است ، امّا اگر آن خوبى و مزيّت اختيارى نبوده ، بلكه ذاتى آن بود ، نبايد « حمد » گفت ، بلكه « مدح » گفته مىشود ؛ پس مدح اعم است ، كه در موارد اختيارى و غير اختيارى صحيح است ، مىگويند : « مَدَحْتُ اللُّؤْلُؤَ عَلى صَفائِهِ ؛ من مرواريد را به خاطر با صفا بودن مدح كردم » در اينجا نمىگويند « حَمَدْتُ اللّؤَ لُؤ على صَفائهِ » از اين رو ، كميت و دِعبل كه از مداحان اهل‌بيت عليهم السلام بودند ، همهء مزايا و كمالات اختيارى و غير اختيارى اهل‌بيت را مدح مىكردند . « 1 » اين قول موافق مشهور است ، ليكن زمخشرى كه از اركان بلاغت در لغت عرب است در تفسيرش مىگويد : الحمد والمدح اخوان ؛ حمد و مدح مانند دو برادرند ، مثلًا مىگويند : حمدت الرّجل على حَسَبِهِ وَ شَجاعَتِه ؛ من ستايش كردم مرد را به حسب و شجاعتش ، شجاعت اختيارى نيست ، بلكه موهبتى است الهى ، بر اين كه مزيّت چه اختيارى باشد يا نباشد حمد مىگويند ، مدح نيز چنين است . « 2 » خداوند مىفرمايد : « وَيُحِبُّونَ أَنْ يُحْمَدُوا بِما لَمْ يَفْعَلُوا » ؛ « 3 » اين منافقان از مردم طلبكارند كه دوست دارند مردم آن‌ها را ستايش كنند
هامش
( 1 ) . الميزان ، ج 1 ، ص 19 . . ( 2 ) . تفسير كشاف ، ج 1 ، ص 18 . . ( 3 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 188 . .