« وَلَوْ يُؤاخِذُ اللَّهُ النّاسَ بِما كَسَبُوا ما تَرَكَ عَلى ظَهْرِها مِنْ دابَّةٍ » ؛ « 1 »
اگر خداى متعال مردم را به سبب آن گناهها و ظلمها و طغيانهايى كه كردهاند مؤاخذه و مجازات كند ، نه فقط انسانها را از بين مىبرد ، بلكه هيچ جنبندهاى را بر روى زمين باقى نمىگذارد .
در بوستان سعدى
سعدى در بوستان خود دربارهء ذوالنون مىگويد : به وى خبر دادند كه خشكسالى شده و مردم ، بسيار در سختى و رنج هستند : ذوالنون با شنيدن اين خبر فرار كرد :
شنيدم كه ذوالنون به مدين گريخت * بسى برنيامد كه باران بريخت
مردم كه مدتها بود در طلب باران بودند ، بعد از ريزش باران از او پرسيدند : اين چه كارى بود كه كردى ؟ گفت :
در اين كشور انديشه كردم بسى * پريشانتر از خود نديدم كسى
مىگويد : هر چه فكر كردم چه كسى از همه بدتر بوده و در نتيجهء عمل او اين گرفتارى و خشكسالى پيش آمده است ، غير از خودم پيدا نكردم ، لذا فرار كردم كه مردم گرفتار اثر معاصى من نباشند ، آن گاه سعدى مىگويد :
شنيدم كه بر مرغ و مور و ددان * شود ننگ روزى به فعل بدان « 2 »
در اثر نحوست اعمال بشر ، روزىِ مرغ و مور و همهء چهارپايان نيز كم مىشود .
آثار گناهان در دعاها
على عليه السلام در اوايل دعاى شريف كميل - كه فلسفهء متعاليهء الهيّه است -
هامش
( 1 ) . نحل ( 16 ) آيهء 61 ؛ فاطر ( 35 ) آيهء 45 . .
( 2 ) . سعدى ، بوستان ، باب چهارم ، حكايت آخر .