زنده باشى ، ولى مقهور و مغلوب دشمن ، و زندگى عبارت است از اين كه بميرى در حالى كه پيروز هستى و بر دشمن غلبه كردهاى .
در اين جا مىبينيم كه مردم را به رنج وادار مىكند ، تا اين كه غلبه و پيروزى حاصل شود . پس اين گونه نيست كه رحمت ، هميشه مانع از رنج شود ، بنابراين ، مبناى اين مغالطه در اين است كه تصوّر شده هميشه اقتضاى رحمت اين است كه رنج و تعب را بردارد ، در حالى كه چنين نيست ، چه بسا تعب و رنج بوده و خود عين رحمت باشد .
سبب گرفتارىها
حال ببينيم آيا گرفتارىها منافات با أرحم الراحمين يا خير الراحمين بودن خدا دارد يا خير ؟ مصايب و گرفتارىها در عالم ، يا به اصطلاح فلاسفه « شرّبالقياس » عبارت است از : گرفتارىها عمومى مانند زلزله ، به عنوان مثال ، زلزلهاى مىآيد و شهرها را از بين مىبرد و گروه زيادى از مردم از جمله بچههاى بىگناه دفن مىشوند ؛ يا طوفان مىآيد و مردمى را از بين مىبرد ؛ همچنين سيل ، بادهاى سهمگين ؛ آتشفشانها ، آفتهاى كشاورزى ، مانند ملخ و . . . حال چگونه اين مصيبتهاى عمومى با رحمت خدا سازگارى دارد ؟
در اين زمينه آيات قرآنىِ فراوانى داريم كه مىفرمايد : هر چه از اين قبيل حوادث اتّفاق مىافتد ، نتيجهء اعمال خودتان است كه مىبينيد :
« ظَهَرَ الفَسادُ فِى البَرِّ وَالبَحْرِ بِما كَسَبَتْ أَيْدِىالنّاسِ » ؛ « 1 »
فساد در تمام روى زمين ( درياها و خشكىها ) ظاهر شد ، به سبب آن چه كه مردم كسب كردهاند ( گناهان و طغيانهايى كه از آنها صادر شده است ) .
سپس مىفرمايد :
هامش
( 1 ) . روم ( 30 ) آيهء 41 . .