متكبّره كيست كه وارد مىشود ؟ ! كسى جواب نمىدهد ، يكى از مخدّرات مىگويد : « هذه زينب بنت علي بن أبي طالب » .
حال او مىخواهد هم طعنه بزند ، هم شماتت كند ، مىگويد : « كار خدا را با برادرت ديدى كه چه به سرتان آورد ؟ » حضرت در جوابش محكم فرمود : « ما رَأيْتُ الّا جَميلًا ؛ همهء آن سربريدنها و نيزه زدنها زيباست و من جز زيبايى از خدا نديدم . » بعد مىفرمايد : « وسَيَجْمَعُ اللَّهُ بَيْنَكَ وَبَيْنَهُمْ ؛ به زودى خدا ميان تو و آنها جمع كند . » در آن جا محكمهء عدل الهى است و خواهيم ديد كه در آن روز چه كسى موفّق خواهد شد ؛ « ثَكَلَتْكَ أُمُّكَ يَاابْنَ مَرْجانَةَ ؛ مادرت به عزايت بنشيند اى فرزند مرجانه . » « 1 »
جواب ديگر
در واقع ريشه و اساس اين اشكال يك مغالطه است ، در اين جا ملازمهاى قائل شدهاند بين اين كه فردى رحمت داشته ، رحيم و مهربان باشد و اين كه هميشه درد ديگران را رفع كند و اگر خودش درد افزود ، خلاف رحمت عمل كرده است ؛ ولى چنين ملازمهاى وجود ندارد . آيهء شريفه مىفرمايد :
« وَعَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ » . « 2 »
چه بسا كه ما شما را گرفتار كنيم ، و شما آن را مكروه و ناپسند دانيد ، هر چند به صلاح شما باشد ، شما خودتان خيال مىكنيد كه اين رنج شما بد بوده و به صلاحتان نيست ، ولى ما مىدانيم كه خير شما در آن است . مولوى مىگويد :
طفل مىلرزد ز نيش احتجام * مادر مشفق در آن غم شادكام « 3 »
طفل نيشتر حجامت زن را مىبيند و گريه مىكند ، او در غم و اندوه است ،
هامش
( 1 ) . لهوف ، ص 109 . .
( 2 ) . بقره ( 2 ) آيهء 216 . .
( 3 ) . مولوى ، مثنوى ، دفتر اول ، ص 8 .