مرگند ، نمىگويد : « سَتَذوُقُ الْمَوتَ ؛ مرگ را خواهد چشيد » ، بلكه :
« ذائقةالموت » ، يعنى در حال چشيدن است ، زيرا هر لحظه از عمر ما كاسته مىشود .
سپس مىفرمايد : « وَإِنَّما تُوَفَّوْنَ أُجُورَكُمْ يَوْمَ القِيامَةِ » . « 1 »
اجر واقعى شما حتّى در برزخ نيست ، بلكه در قيامت قطعى مىگردد ، و آن گاه : « فَمَنْ زُحْزِحَ عَنِ النّارِ وَأُدْخِلَ الجَنَّةَ فَقَدْ فازَ » . « 2 »
پس موفقيّت اين نيست كه آدم رياست پيدا كند و در دنيا پول زياد داشته باشد ، ولى بدون آخرت . همهء اينها خواب و خيال است ، هيچ چيز آن خير يا شرّ حقيقى نيست .
مىفرمايد : هر كس رانده شد از آتش ، و به طرف شهوات باطل و حرام نرفت ، توفيق الهى او را از حرام بازداشت و به بهشت وارد نمود ، او پيروز شده است .
« مَن » در آيه شرطيه است ، و « فاء » جواب آن است ؛ يعنى فقط او در عالم موفق است ، و در پايان آيه مىفرمايد : « وَمَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلّا مَتاعُ الغُرُورِ » . « 3 »
يعنى هر كس بايد اين منطق را داشته باشد كه به نظرش هر خيرى بدون آخرت خير نبوده و هر شرّى كه مقدمه را براى خير آخرت باشد شر نيست .
خير در دنيا موقّت بوده و به زودى از دست خواهد رفت ، و جاى اين نيست كه از فوت آن ناراحت شود ، يا نسبت به رنجهاى دنيا بگويد : چرا خدا اينها را آفريده است ، اگر مؤمن باشد اينها را براى آن خير كثير تحمّل مىكند ، پس قرآن تصديق مىفرمايد كه شر هست ، امّا اين شر را مقدمه براى خير كثير در آخرت مىداند ، و در نتيجه شرّى باقى نمىماند .
هامش
( 1 ) . همان . .
( 2 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 185 . .
( 3 ) . همان . .