تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير سوره مباركه حمد ( فارسى ) — صفحة 42

مساهمون:

ص٤٢
ج ) سه قسم ديگر : عبارتند از : شرّ محض يا آن كه شرّش بر خيرش غلبه داشته باشد و يا شرّ و خيرش با هم مساوى باشند . اگر شخص عاقل بخواهد ميان اين دو امر يكى را برگزيند ، اگر يكى راجح ( افضل ) و يكى مرجوح ( مفضول ) باشد ، حتماً آن راجح را انتخاب و مرجوح را ترك مىكند . در ضمن ، آنچه خيرش اندك و شرّش زياد باشد ، مرجوح است ، بنابراين ، سزاوار خداوند نيست كه خلقتى را ايجاد كند كه شرّش زياد و خيرش محدود باشد . امّا آن كه شر و خيرش مساوى مىباشد ، اگر خلق شود ، ترجيح بلا مرجّح است ، و ترجيح بلا مرجّح نيز از يك عاقل بعيد مىباشد ، پس هر گاه ترجيح بلامرجّح از خداى متعال صادر نشود ، به طريق اولى آن كه شرّ محض است از خدا صادر نخواهد گرديد . پس از اين پنج قسم ، تنها دو قسم امكان‌پذير بوده و بقيهء اقسام ، مناسب ذات ربوبيّت نيست كه آن‌ها را خلق كند . خلاصه ، ارسطو در جواب اين اشكال گفته است : آنچه از خداى متعال صادر مىشود ، يا خير محض بوده و يا خيرش غلبه دارد . و اگر شرورى در اين ميان مىبينيم مانند : آتش ، حتماً خير و بركاتش زياد بوده بر شرّش غلبه دارد . هر چند ما آن را متوجّه نباشيم ، و در مورد نوع اخير ( موردى كه خير آن بر شرّش غلبه دارد ) اگر خدا آن را خلق نمىكرد ، اين اشكال پيش مىآمد كه خير كثير را براى شرّ قليل ، يا بدون وجود شر رها كرده است كه اين خود شرّى است . پس به طور كلّى ارسطو تصديق كرده است كه شر وجود دارد .

نظر اسلام

اسلام مىگويد : هر چند كه شر موجود است ، امّا وجود انسان محدود به