تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير سوره مباركه حمد ( فارسى ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
وَاهْدِنا بِهِ لِما اخْتُلِفَ فِيِه مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِكَ ؛ پروردگارا ! به وسيلهء نور اين بزرگوار ما را هدايت كن به راه حقى كه همه در تعقيب آن هستند و نتوانسته‌اند برسند .

تحيّر علما به دليل نداشتن امام

از آنچه گذشت نتيجه مىگيريم : مادامى كه امام در ميان نباشد ، هر اندازه انسان مغز متفكّر و بينش داشته باشد ، نمىتواند به حق برسد . دو نمونه از بزرگان علماى عامّه را مثال مىزنيم :

1 . فخر رازى

در ميان علماى عامه كمتر كسى در سطح فخر رازى ديده مىشود ، او در دانش‌هاى مختلف يد طولايى داشته و همگى به دانش او اعتراف مىكنند ، فخر رازى ، معاصر محى الدّين عربى است . مرحوم حاج شيخ عباس قمى در الكنى والالقاب مىنويسد : محى الدين نامه‌اى به فخر رازى نوشته مىگويد : تو اين همه عمر را صرف كردى و آخر كار اين گونه گفتى كه ، ما عمر را صرف در قيل و قال كرديم ، پس تو متوجّه شده‌اى اين علومى كه در دسترس دارى هيچ فايده‌اى ندارد ، حتّى يك ثقه‌اى از دوستان تو نزد من آمد و گفت : تو را ديده‌اند در صحن منزلت نشسته زار زار گريه مىكردى ، يكى از مريدان از شما سبب گريه‌ات را پرسيد ، در جواب گفته‌اى : سى سال بود ، من معتقد به يك مسئله بودم ، الآن دانستم كه آن مطلب غلط است ، حال از كجا بدانم آنچه بدان يقين دارم واقعاً حق است ؟ شايد بعد از چند سال نادرستى آن معلوم گردد . آن گاه محى الدّين مىگويد : اين ارزش علم توست ، بنابراين ، چنين علومى فايده‌اى ندارد . « 1 »
هامش
( 1 ) . شيخ عباس قمى ، الكنى و الألقاب ، ج 3 ، ص 492 . .