تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير سوره مباركه حمد ( فارسى ) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
تفسير كند ، آيا عبداللَّه بن مسعود كه در بسيارى موارد نمىدانست و مىپرسيد ، آيا او بهتر است يا آن كه مىگفت : من عالم به قرآنم ، مىدانم كى نازل شده است ؛ شب نازل شده يا روز ، در سفر يا در حضر ، همهء قرآن را من مىدانم ؟ آن بزرگوار كسى غير از وجود مبارك على عليه السلام نبود . پس قرآن قيّم و امام مىخواهد ، صراط مستقيمى مىخواهد كه بر طبق رأى خود تفسير نكند ، بلكه واقعيّت را بداند و بر اساس آن تفسير نمايد . پس صراط مستقيمى كه قرآن مىگويد ، همان هدايت خاصّى است كه از ناحيهء امام معصوم به ما مىرسد .

اشكال ديگر

ممكن است سؤال شود ، شما مىگوييد : عامّه در اصول و فروع اختلاف كردند مگر شما اختلاف نداريد ؟ ما نيز اختلاف داريم ، بين مجتهدان ، فرقه‌اى در فروع افراط كرده‌اند ، مىگويند : نبايد از اخبارى كه رسيده است حكمى را استنباط كنيم ، بلكه همان گونه كه روايت گفته است حرف به حرف بايد انجام دهيم . به عنوان مثال ، مىگويند : چون مستحب است شهادتين را بر كفن بنويسند ، امام صادق عليه السلام وقتى كه اسماعيل فرزند ايشان فوت كرد بركفن او نوشت : « إسماعيل يَشهَد أن لا إله إلّا اللَّه ؛ اسماعيل شهادت مىدهد كه : لا إله إلّا اللَّه . » حال اگر متوفّا هر اسمى داشت اخبارىها مىگويند : « بنويس : إسماعيل يشهد أن لا إله إلّا اللَّه » . « 1 »

جواب

چرا چنين اشتباه و اختلافى پيش مىآيد ؟ زيرا امامى در دسترس نيست كه رفع اختلاف كند ، و به امثال اخبارىها بفهماند كه اين افراط درست نيست و لذا در دعاهايى كه براى حضرت ولى عصر 7 داريم ؛ مانند دعاى افتتاح آمده است :
هامش
( 1 ) . فروع كافى ، ج 7 ، ص 404 ، ح 7 . .
تفسير سوره مباركه حمد ( فارسى ) — صفحة 134 | السيد عز الدين الحسيني الزنجاني