پاسخ اين اشكال را با استفاده از روايات مىدهيم . امام على عليه السلام خطاب به ابنعباس مىفرمايد :
وَلاتُخاصِمْهُمْ بِالْقُرْآنِ فَإنَّ الْقُرْآنَ حَمَّالٌ ذُو وُجُوهٍ . « 1 »
تو كه مىروى با خوارج مباحثه كنى مبادا با قرآن مباحثه كنى ! استشهاد به قرآن مكن ، زيرا قرآن داراى چند وجه است . هر كس مىتواند طبق رأى خودش آن را تفسير كند .
روايت ديگرى در كافى است كه : « يكى از روات بزرگ به نام منصور بن حازم نزد امام صادق عليه السلام شرفياب مىشود و عرض مىكند : يابن رسول اللَّه ! من با آنها مصادف شدم و گفتم : بايد در هر عصرى حجت بر مردم تمام شود ، رسول اللَّه حجت خدا بود ، حال كه ايشان از ميان ما رفته است حجت خدا كيست ؟
گفتند : قرآن ، گفتم : مرجئى ، قدرى و زنديق همگى به قرآن استدلال مىكنند ، به گونهاى كه ديگران را مغلوب مىكنند ، پس قرآن به تنهايى نمىتواند حجت باشد ، مگر با داشتن يك قيّم » . « 2 » مرجئه ، مذهبى است كه معاويه درست كرده است خلاصه مذهب مرجئه اين است كه اگر ايمان داشته باشى هر معصيتى را مرتكب شوى ضررى ندارد ( لايضرّ مع الإيمان معصية ) هيچ عمل يا فسقى ، اگر در نهايت درجه فضاحت نيز باشد ، به ايمان ضررى نمىرساند . اين را معاويه به اطرافيانش تعليم داد ؛ زيرا مىخواست از طرفى اميرالمؤمنين شود و از سوى ديگر ، هر كارى بخواهد انجام دهد . و لذا در عقيده مسلمانان تصّرف كرد . او نماز جمعه را چهارشنبه خواند و اهل شام هيچ نگفتند . « 3 » اين است مذهب مرجئه و آنها نيز از قرآن استدلال كردند .
همچنين قدريّه نيز از قرآن استدلال كردهاند . قدريه را ملل و نحل معنا
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، نامه 77 ( فيض الاسلام ) . .
( 2 ) . اصول كافى ، ج 1 ، ص 314 ، كتاب الحجّه . .
( 3 ) . مسعودى ، مروج الذهب ، ج 2 ، ص 72 . .