ريسمان و كيان وجود او را به ريسمان خود متّصل كردى و با درياى معرفت خويش ارتباط دادى . علمش از نوع علوم معمولى بشر نيست ، علم او استنباطى نيست . پس از آن كه او را اينگونه به ريسمان خود متّصل كردى ، او را امام قراردادى ، اكنون او مىتواند صراط مستقيم را بشناسد و مردم را نيز هدايت كند .
اشكال
در اين جا ممكن است به ذهن خطور كند كه خداى متعال قرآن را فرستاده و آن را نور قرار داده است :
« ما كُنْتَ تَدْرِى مَا الكِتابُ وَلا الْايمانُ وَلكِنْ جَعَلْناهُ نُوراً » . « 1 »
ما قرآن را نور قرار داديم ، قرآن كتاب هدايت و جداكنندهء حق و باطل است ، پس قرآن در ميان مسلمانان است . و ما معتقديم كه قرآن هيچ گاه تحريف نشد و همان گونه كه نازل گرديده بدون كم و زياد به دست ما رسيده است . خدا به پيامبر وعده داده كه :
« إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ » ؛ « 2 »
ما « ذكر » را نازل كرديم و آن را حفظ خواهيم كرد .
علاوه بر اين ، خود قرآن اصرار مىكند كه :
« كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ مُبارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آياتِهِ » ؛ « 3 »
اين كتاب را فرو فرستاديم به تو ، اى پيامبر تا تدبّر كنند در آياتش .
پس با بودن چنين قرآن كاملى چه نيازى به امام داريم ، اگر بنا باشد كه امامى نيز باشد ، پس قرآن ناقص است و نمىشود به آن تمسّك كرد .
جواب
هامش
( 1 ) . شورى ( 42 ) آيهء 52 . .
( 2 ) . حجر ( 15 ) آيهء 9 . .
( 3 ) . ص ( 38 ) آيهء 29 . .