تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير سوره مباركه حمد ( فارسى ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
ما تنها اشاره به مثال‌هايى از اين انحراف‌ها و اختلاف‌ها كرديم ؛ تو خود حديث مفصّل بخوان از اين مجمل .

انحراف در فروع

صاحب حدائق رحمه الله آراى متضاربه را نقل مىكند ، سپس مىگويد : هر كسى از جا برخاست و به رأى خود متّكى بود و فتوا داد ، تا آن كه كار به رسوايى كشيد ؛ ناچار شدند اجتهاد را در چهار نفر منحصر كنند كه عبارتند از : ابوحنيفه ، مالك ، شافعى و احمد بن حنبل ، كه ديگر هيچ‌كس نتواند و جرأت نكند غير از رأى آنها را بگويد . « 1 » اين چهار نفر عقايدى دارند و فتواهاى عجيب و غريب داده‌اند كه برخى را يادآور مىشويم . حنبلىها معتقدند خدا جسم است ، و حتّى در روايات خود آورده‌اند كه خدا شب‌هاى جمعه بر الاغش سوار مىشود و مىآيد ، و لذا آنها پشت بامشان علف مىريختند ، تا اگر الاغ خدا آمد بى علف نباشد ! ! « 2 » ابن ابى الحديد از يك قاضى حنبلى نقل كرده و مىگويد : « او آدم ساده‌اى بود ، روزى بر منبر رفت و گفت : ايها الناس ! فاطمه دختر پيامبر بسيار مظلوم شده است ، و تظلمش را در روز قيامت نزد خدا خواهد آورد . آن‌ها معتقدند كه عرش ، يعنى تخت خدا در قيامت براى محاكمه برپا مىشود و خدا بر آن مىنشيند . قاضى حنبلى مىگويد : اوّلين كسى از اين امت كه براى تظلم مىآيد ، فاطمهء زهرا عليها السلام است در حالى كه پيراهن خون آلود فرزندش حسين بن على عليهما السلام را در دست دارد ، عرض مىكند : يا حكم و يا عدل ، بين من و آنها كه
هامش
( 1 ) . حدائق ، كتاب النكاح . . ( 2 ) . تبصرة العوام فى معرفة الأمام ، ص 79 . .