ظلم كردهاند قضاوت كن . خدا كه اين تظلم را شنيد مىگويد : اى دختر پيامبر ! اين قدر ناله و جزع مكن . لابد شنيدهاى نمرود روزى مرا با تير زد ، تير به پاى من اصابت كرد و از آن روز تاكنون پايم مجروح است ، ولى هيچگاه ناله نكردهام ، آيا تاكنون شنيدهاى كه من جزع كنم ؟ پس تو هم ناله مكن . « 1 » شايد سؤال شود ، آنها كه پاى منبر بودند چرا اعتراض نكردند ؟ مىگويم : مسلّماً آنها نيز از سنخ گوينده بودند .
تعديل انحراف
در هر حال اين گونه هذيانها و انحرافها وقتى پيش مىآيد كه تمام افراد با افكار و بينشهاى مختلف وارد شده و هيچ تعديل كنندهاى نباشد ، ولذا در نهايهء ابن اثير روايت شده است كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود :
لايَزالُ في كُلِّ قَرْنٍ عُدُولٌ مِنْ أَهْلَ بَيْتي يَنْفَوْنَ عَنِ الدّينِ تَحْريفَ الْغالِينَ ؛ « 2 »
هميشه و در هر قرن افراد عادلى از اهل بيت من كه حقايق را مىفهمند خواهند آمد ، تا از دين تحريف غاليان را بزدايند .
بنابراين ، وقتى كه دين و عقيده به دست بشر متعارف بيفتد ، و او بخواهد با افكار معمولى خود قضاوت كند آن گونه مىشود كه ديديم . و لذا در صحيفه سجاديه ، عرض مىكند :
اللَّهُمَّ ؛ إِنَّكَ أَيَّدْتَ دينَكَ في كُلِّ أَوانٍ بِإِمامٍ أَقَمْتَهُ عَلَماً لِعِبادِكَ ؛
خدايا ! تو در هر عصرى دينت را با امامى كه براى بندگانت عَلَم و نشانه توست كمك كردى .
امّا چگونه ؟ نه اين كه او را به فكر خودش واگذار كردى تا از پيش خود رأى داده و استنباط كند ، بلكه ! « بَعْدَ أَنْ وَصَلْتَ حَبْلَهُ بِحَبْلِكَ » « 3 » بعد از آن كه
هامش
( 1 ) . ابن ابى الحديد ، شرح نهجالبلاغه ، ج 3 ، ص 226 . .
( 2 ) . نهايه ، مادهء خلف . .
( 3 ) . صحيفه سجاديه ، دعاى 47 . .