معروفترين كتابى كه در دسترس ماست كتاب ملل و نحل شهرستانى است .
در آن جا دربارهء اختلاف مسلمانان و فرقههاى زيادى كه ايجاد شده به تفصيل بحث كرده است .
انحراف در اصول
اوّلين فرقه هايى كه بر مبناى اصول دين شكل گرفته ، و قرنها چنان با هم اختلاف داشتند كه با يكديگر درگير شده و كار مسلمانان را به انحطاط كشاندند ، عبارتند از : اشاعره و معتزله ، آنان دربارهء اصول عقايد ، يعنى توحيد ، نبوت ، عدل ، معاد و امامت بحث مىكردند ، در ميان آنها افرادى پيدا شدند كه دربارهء اين مسائل كلّى از پيش خود قضاوت كردند . به عنوان مثال ، در كتاب بشارة الشيعهء مرحوم فيض مقايسهاى ميان نظرِ اماميه و ديدگاه اشاعره دربارهء صفات خدا دارد . اشاعره مىگويند : خدا صفاتى دارد و صفاتش زايد بر ذاتش است ، مثلًا خدا صفات حيات ، علم و قدرت دارد ، امّا نه اين كه اين صفات عين ذاتش باشد . در حالى كه به تعبير امام صادق عليه السلام خداوند - بما أنّه وجودٌ و بما أنّه ذات - « 1 » احدى است ، عالم است ، حى و قادر است ، نه اين كه « شيءٌ له العلم والقدرة » باشد .
آن گاه فيض به سخن يكى از ائمهء اشاعره ( فخر رازى ) اشاره مىكند . فخر رازى اعتراف كرده است كه مشركان فقط يك شريك ، يا دو شريك براى ذات واجب الوجود قائل بودند ، امّا اصحاب ما ( اشاعره ) هشت شريك براى خدا قائلند ، آن هم شريكهاى ازلى ؛ يعنى مادامى كه ذات مقدّس احديّت بوده آنها نيز بودهاند .
اشكال ديگر دربارهء جبر و اختيار است . اشاعره معتقدند : انسان در افعال خودش مجبور است و در اين باره بحثهاى زيادى مطرح است .
هامش
( 1 ) . اصول كافى ، ج 1 ، ص 146 ( كتاب التوحيد ) . .