تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير سوره مباركه حمد ( فارسى ) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
خدا مىفرمايد : « وَنَفَخْتُ فيه مِنْ رُوحى » ؛ « 1 » من از روح خودم در او دميدم . با اين كه در جاى ديگر مىفرمايد : « لَقَدْ خَلَقْنا الْا نْسانَ مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ » ؛ « 2 » انسان را از آب گنديدهء خشك شده ، و از خاك تيره خلق كردم . در اين جا خداوند مىخواهد قدرت نمايى كند كه در همان آب گنديده نيز از روح خودم دميدم . بنابراين ، انسان‌ها يك هدايت خاصّى مىخواهند ، علاوه بر اين كه در آن هدايت غريزى با حيوانات شريكند ، بلكه اتمّ آن را دارند ؛ يعنى انسان براى مصلحت خود علوم و فنون بسيارى مىداند ، تا بتواند خود را حفظ كند و آنچه در اين عالم است ، وسيله‌اى براى خودش قرار دهد ، ولى دربارهء هدايت دوم - كه مخصوص انسان مىباشد - عقل او قاصر است ؛ زيرا انسان فعلًا در اين عالم است و به عالم ديگر اتّصال پيدا نكرده ، هر چند كه استعدادش را دارد ، بر خلاف حيوانات و آفريده‌هاى ديگر كه چنين استعدادى را ندارند ، ليكن على رغم تمام توانايى او در هدايت غريزى ، انسان نسبت به هدايت تشريعى به خودى خود عاجز است . ولو شيخ الرّئيس يا انيشتين بشود ، يا به هر درجه‌اى از نبوغ و هوش برسد ، و يا اين كه در چهار سالگى چون فخر المحققين تمام قرآن را حفظ كند . چنين هدايتى عبارت است از مصالح بشر در وجود امتدادى او ؛ زيرا اين جهان پايانى براى بشر نيست ، بلكه وسط راه است ، مسيرى است كه انسان در برابر خود دارد و خواسته يا نخواسته اين مسير را بايد ادامه دهد ، هر كه باشد اين را مىداند كه او را در قبر مىگذارند و مىروند ؛ اما پس از آن چگونه خواهد بود ؟
هامش
( 1 ) . حجر ( 15 ) آيهء 28 . . ( 2 ) . همان ، آيهء 26 . .