( فاضربوه على الجدار ) .
هدايت آن است كه از راه محمد وآل محمد عليهم السلام آيد ، از راه انبيا برسد ، اين است كه آيهء شريفه مىفرمايد : « وَهَدَيْناهُ النَّجْدَيْنِ » ؛ « 1 » ما هر دو راه را به او نشان داديم . » ما سعادت شما را در اين جا نمىدانيم . مىگوييم شما مسافر هستيد ، اگر فردى وارد مسافرخانهاى شود و در وسط راه به او بگويند : سعادت شما در اين جاست ( در اين زمان كوتاهى كه در اين جا هستيد ) ، همسفر عاقل او مىگويد : هنوز راه ما تمام نشده است . سعادت ما در آن جاست كه مستقر خواهيم شد ، اين مثال را با اين عالَم بسنجيد . اين عالم راه است و سعادت در آن جاست . همسفر عاقلى كه اين مطلب را مىتواند به ما گوشزد كند پيامبر است . و هيچ كس غير از انبيا نمىتواند عهدهدار آن شود . « وهديناهُ النّجدين » نيز به وسيلهء انبياست ؛ زيرا آنان راه را به انسان نشان مىدهند ، ولى خداوند مىفرمايد : « ما هر دو راه را به او نشان داديم . » پس اعلام انبيا ، اعلام خداست ، كار آنها ، كار خداست . اگر هدايت خداوند توسّط انبيا نبود ، انسان به دنبال سعادت واقعى نمىرفت . در اين دنيا به او گفته شده است كه سختىها را تحمّل كن ، به بيچارگان رسيدگى نما و از آنها حمايت كن ، و اين يك عقبهاى است ، يك راه دشوارى است كه انسان خود را در آن عقبه نينداخت و ما در پشت آن عقبه سعادت او را منظور داشتيم :
« فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ * وَما أَدْرَيك مَا الْعَقَبَةُ * فَكُّ رَقَبَةٍ * اوْ اطْعامٌ فى يَوْمٍ ذى مَسْغَبَةٍ * يَتيماً ذا مَقْرَبَةٍ اوْ مِسْكيناً ذا مَتْرَبَةٍ » ؛ « 2 »
و آن عقبه اين است كه بندهاى را آزاد كند ، و يا يتيمى ، خويشاوند يا مسكينى كه روى خاك نشسته ( فرشى ندارد كه روى آن بنشيند ) را اطعام نمايد .
« ثُمَّ كانَ مِنَ الَّذينَ آمَنُوا وعَمِلوا الصَّالِحاتِ وَتَواصَوْا بِالصَّبْرِ وَتَواصَوْا
هامش
( 1 ) . بلد ( 90 ) آيهء 10 . .
( 2 ) . همان ، آيات 11 - 16 . .