آن گاه عمر سعد را خطاب كرد : « تو را چه شده است . خداوند خويشى تو را قطع كند و در كار تو بركت قرار ندهد و كسى را بر تو چيره گرداند كه در رختخواب تو را بكشد چنان كه خويشى مرا بُريدى و نسبت مرا با رسول خدا مراعات نكردى . سپس با صداى بلند آيه شريفه « اّن اللَّه اصطفى آدم و نوحاً و آلابراهيم . . . » را قرائت كرد . » « 1 » « خداوند ، آدم ، نوح و آل ابراهيم و آل عمران را بر جهانيان برگزيده فرزندانى كه بعضى از نسل بعضى ديگرند و خداوند شنوا و دانا است . » « 2 » على اكبر بر آن گروه حمله كرد و اين رجز بر لب داشت :
« من على فرزند حسين بن على هستم
سوگند به خانه خدا ما به پيامبر اولىتر هستيم
از شبث و شمر پست
شما را آن قدر با شمشير مىزنم تا خم شود
ضربت جوان هاشمى علوى
و امروز پيوسته از پدرم حمايت خواهم كرد
سوگند به خدا نبايد فرزند زياد ناپاك
درباره ما حكم براند . » « 3 »
هامش
( 1 ) . ما لك قطع اللّه رحمك و لا بارك اللّه لك في أمرك و سلط عليك من يذبحك بعدي على فراشككما قطعت رحمي و لم تحفظ قرابتي من رسول اللّه صلّى اللّه عليه وآله . ثم رفع صوته و تلا « إن اللّه اصطفى آدم و نوحاً و آل إبراهيم و آل عمران على العالمين ذرية بعضها من بعض واللّه سميع عليم . »
( 2 ) . آل عمران : 33 .
( 3 ). أنا علي بن الحسين بن علي * نحن و بيت اللّه أولى بالنبي
من شبث و شمر ذاك الدني * أضربكم بالسيف حتى ينثني
ضرب غلام هاشمي علوي * و لا أزال اليوم أحمي عن أبي
تاللّه لا يحكم فينا ابن الدعيبحارالانوار : 45 / 43 ؛ نفس المهموم : 279 و 280 .