اباعبداللَّه ، دشمن بر ما احاطه كرده و به تو نزديك شده ما علاقهمنديم در مقابل شما كشته شويم و از شما دفاع كرده و دشمن را از دسترسى به شما بازداريم .
امام فرمود : « آفرين بر شما ! نزديك بياييد . » « 1 » آنها پيش رفتند و در نزديكى حضرت به كارزار با دشمن پرداختند و يكى از آن دو برادر ( عبدالرحمن ) چنين رجز مىخواند :
« طايفه بنى غفار به حقيقت مىدانند
همانطور خندف و بنى نزار مىدانند
كه گروه فاجران را مىزنيم
به وسيله شمشير و تيغ برّان
اى مردم از آزاد زادگان دفاع كنيد
به وسيله شمشير مشرفى و نيزه . » « 2 »
شهادت دو جوان جابرى
دو جوان از طايفه جابر كه هم پسر عمو و هم برادر مادرى يكديگر بودند به نامهاى سيف بن حارث بن سريع و مالك بن عبد بن سريع به حضور امام عليه السلام آمدند در حالى كه اشك مىريختند . امام فرمود : « اى فرزندان برادر ؛ چرا گريه مىكنيد ؟ اميدوارم كه پس از ساعتى چشم شما روشن شود . » « 3 » آن دو
هامش
( 1 ) . مرحباً بكما ادنوَا مِنّي .
( 2 ). قد علمت حقّاً بنو غفار * و خندفٌ بعد بنى نزار
لنضربَنّ معشر الفجّار * بكلّ عضب صارم بتّار
يا قوم ذودواعن بنى الأحرار * بالمشرفي والقنا الخطارالطبري : 4 / 337 .
( 3 ) . أي ابنَي أخي ما يُبكيكما ، فواللّه إنّي لأرجو أن تكونا عن ساعة قريري عينٍ .