يادآورى ابوثمامه صائدى وقت نماز را
وقتى ابوثمامه شهادت ياران را ديد به امام حسين عليه السلام عرض كرد : يا اباعبداللَّه جانم فدايت مىبينم كه دشمن به تو نزديك شده ، سوگند به خدا ؛ شما كشته نمىشوى مگر اين كه من پيشاپيش شما كشته شوم ان شاء اللَّه ، و ليكن دوست دارم پروردگارم را ملاقات كنم در حالى كه اين نمازى كه وقتش نزديك شده را به جا آورده باشم .
امام حسين عليه السلام سر را بلند كرد و فرمود : « نماز را ياد آوردى ، خداوند تو را از نمازگزاران و ذاكرين قرار دهد . بلى الآن اوّل وقت نماز است از اينها بخواهيد دست بردارند تا نماز بخوانيم . » « 1 » حصين بن تميم گفت نماز شما قبول نيست . حبيب بن مظاهر گفت : گمان مىكنى نماز از آل پيامبر صلّى اللّه عليه وآله پذيرفته نيست ، و نماز تو قبول است اى درازگوش ! « 2 »
گفتگوى جون با امام عليه السلام و شهادت او
جون غلام ابوذر غفارى كه برده سياهى بود آماده كارزار شد امام حسين عليه السلام به او فرمود : « تو آزادى و در جستجوى عافيت از ما پيروى كردهاى خود را به ابتلاى ما گرفتار مكن . » « 3 » جون گفت : اى پسر پيامبر ! من در خوشى كاسه ليس شما باشم آن گاه در سختى شما را تنها گذارم ؟ ! سوگند به خدا بوى من ناخوش و حسبم پست و رنگم سياه است . پس بهشت را از من دريغ مدار تا بويم خوش شود و حسبم
هامش
( 1 ) . ذكرت الصّلاة جعلك اللّه من المصلّين الذّاكرين ، نعم هذا أوّل وقتها [ ثم قال : ] سلوهم أن يكفّواعنّا حتّى نصلّي .
( 2 ) . الطبري : 4 / 334 .
( 3 ) . أنت في إذنٍ منّي ، فإنّما تبعتنا طلباً للعافية ، فلا تبتل بطريقنا .