ابن حوزه هستم . امام حسين عليه السلام دستهايش را بلند كرد به گونهاى كه سپيدى زير بغلش را از زير لباس ديديم آن گاه عرضه داشت : « خداوندا ؛ او را در آتش جاى ده . » « 1 » ابن حوزه خشمناك شد خواست اسب به سوى امام بتازد ، نهرى بين ايشان فاصله بود پاى او در ركاب گير كرد و اسب به حركت درآمد او از روى اسب افتاد قسمتى از اعضاء بدنش قطع شد و بخش ديگر در ركاب آويزان ماند .
مسروق چون اين جريان را مشاهده كرد برگشت و از سواران گذشت .
برادرش مىگويد از سبب برگشت او پرسيدم گفت : از اين خاندان چيزى ديدم كه هرگز با ايشان كارزار نكنم . « 2 »
شهادت عمرو بن قرظه انصارى و سخن امام با او
بعد از شهادت مسلم بن عوسجه ، عمرو بن قرظه انصارى اجازهء نبرد گرفت ، امام اجازه فرمود و او مشتاقانه به جهاد پرداخت و در يارى امام عليه السلام سخت كوشيد و تعداد زيادى از حزب ابن زياد را به هلاكت رسانيد و ميان مهارت و جهاد را جمع كرد ، و هيچ تيرى به سوى امام نمىآمد مگر اين كه دستش را سپر قرار مىداد و در مقابل شمشيرها جانش را پيش مىانداخت تا آن گاه كه زخمهاى سنگين برداشت و روى به امام كرد و عرضه داشت : اى فرزند رسول خدا آيا وفا كردم ؟ امام فرمود : « بلى ، تو پيشاپيش من در بهشت هستى ، به رسول خدا از جانب من سلام برسان و بگو كه من هم در پى مىآيم . » « 3 »
هامش
( 1 ) . اللهم حزه الى النار
( 2 ) . الطبري 4 / 328 .
( 3 ) . نعم أنت أمامي في الجنّة فاقرأ رسول اللّه صلّى اللّه عليه وآله عنّي السلام و أعلمه أنّي في الأثر . الملهوف : 162 .