تعدّد زوجات يك ضرورت اجتماعى است
با مطالعه وضع محيطهاى مختلف قبل از اسلام ، به اين نتيجه مىرسيم كه تعدّد زوجات بطور نامحدود امرى عادى بوده . و حتّى بعضى از مواقع بتپرستان به هنگام مسلمان شدن بيش از ده زن و يا كمتر داشتهاند .
بنا بر اين تعدّد زوجات از پيشنهادها و ابتكارات اسلام نيست .
بلكه اسلام آن را در چهارچوبهء ضرورتهاى زندگى انسانى محدود ساخته است .
و براى آن قيود و شرائط سنگينى قائل شده است .
قوانين اسلام نيازهاى واقعى بشر را در نظر مىگيرد - نه تبليغات ظاهرى و احساسات رهبرى نشده - .
مسئله تعدّد زوجات نيز از همين زاويه در اسلام مورد بررسى قرار گرفته است .
زيرا نمىتوان انكار كرد كه مردان در حوادث گوناگون زندگى بيش از زنان در خطر نابودى قرار دارند .
و در جنگها و حوادث ديگر قربانيان اصلى را مردان تشكيل مىدهند .
و نيز نمىتوان انكار كرد كه عمر زندگى جنسى مردان - از زنان طولانىتر است - .
زيرا زنان در سنين معينى آمادگى جنسى خود را از دست مىدهند .
در حالى كه در مردان چنين نيست .
و نيز زنان به هنگام عادت ماهيانه - و قسمتى از دوران حمل - عملًا ممنوعيت جنسى دارند .
در حالى كه در مردان اين ممنوعيتها وجود ندارد .
از همه گذشته زنانى هستند كه همسران خود را به علل گوناگونى از دست مىدهند و معمولًا نمىتوانند به عنوان همسر اوّل مورد توجه مردان قرار گيرند .
و اگر مسئله تعدّد زوجات در كار نباشد آنها بايد براى هميشه بدون همسر باقى بمانند .