امّا به شرط اينكه عملًا در بارهء يكى از آنها ظلمى واقع نشود .
اگر چه از نظر تمايل قلبى - بى اختيار - نسبت به آنها تفاوت داشته باشد .
سپس در آيهء بعد اشاره به اين حقيقت مىكند : اگر ادامه همسرى براى طرفين طاقتفرسا است . و جهاتى پيش آمده كه افق زندگى براى آنها تيره و تار است .
و به هيچوجه اصلاحپذير نيست . آنها مجبور نيستند چنان ازدواجى را ادامه دهند .
و تا پايان عمر با تلخكامى در چنين زندگى خانوادگى زندانى باشند .
بلكه مىتوانند از هم جدا شوند . و در اين موقع بايد شجاعانه تصميم بگيرند . و از آينده وحشت نكنند . زيرا اگر با چنين شرائطى از هم جدا شوند خداوند بزرگ هر دو را با فضل و رحمت خود بىنياز خواهد كرد . و اميد است همسران بهتر و زندگانى روشنترى در انتظار آنها باشد ( تفسير نمونه ج 4 ص 155 ) .
منظور از عدالت در بارهء همسران چيست ؟
منظور از عدالت - كه جزو شرائط تعدّد همسر ذكر شده است - چيست ؟
آيا اين عدالت مربوط به امور زندگى - از قبيل همخوابگى و وسايل زندگى و رفاه و آسايش است - ؟
يا منظور . عدالت در حريم قلب و عواطف انسانى نيز هست ؟
شك نيست كه عدالت در محبتهاى قلبى خارج از قدرت انسان است .
چه كسى مىتواند محبت خود را - كه عواملش در بيرون وجود اوست - از هر نظر تحت كنترل درآورد ؟
به همين دليل رعايت اين نوع عدالت را خداوند واجب نشمرده است .
و در آيهء 129 سورهء نساء مىفرمايد : شما هر قدر كوشش كنيد نمىتوانيد در ميان همسران خود - از نظر تمايلات قلبى - عدالت و مساوات برقرار سازيد .