اين دسته از زنان بيوه - با محدود شدن مسئله تعدّد زوجات - از نابسامانى زندگى خود شكايت دارند .
و جلوگيرى از تعدّد زوجات را يك نوع احساسات ظالمانه در باره خود تلقّى مىكنند .
با در نظر گرفتن اين واقعيتها در اين گونه موارد كه تعادل تعداد نفوس ميان مرد و زن به عللى بهم مىخورد . ناچاريم يكى از سه راه را انتخاب كنيم :
1 - مردان تنها به يك همسر - در همهء موارد - قناعت كنند .
و زنان اضافى تا پايان عمر بدون همسر باقى بمانند و تمام نيازهاى فطرى و خواستههاى درونى خود را سركوب كنند .
2 - مردان فقط داراى يك همسر قانونى باشند ولى روابط آزاد و نامشروع جنسى را با زنانى كه بىشوهر ماندهاند به شكل معشوقه برقرار سازند .
3 - كسانى كه قدرت دارند بيش از يك همسر را اداره كنند - و از نظر جسمى و مالى و اخلاقى مشكلى براى آنها ايجاد نمىشود - و قدرت بر اجراء عدالت كامل در ميان همسران و فرزندان خود دارند . به آنها اجازه داده شود كه بيش از يك همسر براى خود انتخاب كنند .
مسلّماً غير از اين گزينه . گزينهء ديگرى وجود ندارد .
اگر بخواهيم گزينهء اوّل را انتخاب كنيم بايد با فطرت و غرائز و نيازهاى روحى و جسمى بشر به مبارزه برخيزيم .
و عواطف و احساسات اين گونه زنان را ناديده بگيريم .
در اين صورت اين مبارزهاى است كه پيروزى در آن ممكن نيست .
و به فرض كه اين طرح عملى شود جنبههاى غير انسانى آن بر هيچ شخصى مخفى و پوشيده نيست .
همسران رحمت شده و همسران نفرين شده ( فارسى ) — صفحة 208
مساهمون: السيد هاشم الناجي الموسوي الجزائري
ص٢٠٨