145 - هنگاميكه شتر حضرت صالح عليه السلام به طرز فجيعى مظلومانه به تحريك زنى و بدست عدهاى كشته شد قوم ثمود گوشت آن را بين خود تقسيم كردند و سپس طبخ نمودند و خوردند .
و پس از آنكه نوزاد آن شتر اين جنايت را از آنها مشاهده نمود وحشت كرد و از ترس به سوى كوهى كه آنجا بود - در حالى كه ناله و فغان سر مىداد - گريخت .
و صداى نالهء آن بچه شتر به حدى جانسوز بود كه دلهاى آن قوم را سوزاند .
سپس عدهاى از آن قوم بنزد حضرت صالح عليه السلام آمدند و هر كدام از آنان گناه كشتن شتر را به گردن ديگرى انداختند تا خود را تبرئه كنند .
صالح عليه السلام به آنها گفت : به جستجوى بجهء آن شتر بپردازيد .
زيرا اگر آن را ( زنده ) يافتيد ممكن است كه عذاب از شما برداشته شود .
عدهاى از آنان براى يافتن آن بچه شتر به طرف آن كوه رفتند اما آن را نيافتند « 1 » .
آنگاه حضرت صالح عليه السلام به آنها گفت : سه روز در اين دنيا زنده خواهيد ماند .
و سپس عذاب الهى شما را نابود خواهد كرد .
- اى قوم - فردا هنگاميكه صبح مىكنيد رنگ صورت شما زرد مىگردد « 2 » .
و در روز دوم رنگ صورت شما سرخ مىگردد .
و در روز سوّم رنگ صورت شما سياه مىشود .
و پس از آنكه در روز اول صورت قوم ثمود زرد شد آنها گفتند : عذابى را كه صالح وعده داده بود نازل شده است .
هامش
( 1 ) - و در خبر ديگرى ذكر شده است كه آن بچه شتر نيز بدست عدهاى ديگر از آنان مظلومانه به قتل رسيد .
( 2 ) - و در حديث ديگرى ذكر شده است كه در روز اول رنگ صورت آنها به سفيدى مىگرايد .