آنگاه از شكافى كه در آن كوه بوجود آمده بود سر شترى پديدار گشت و به تدريج همهء بدن شتر بيرون آمد .
و پس از آنكه شتر كاملًا از شكاف كوه خارج شد فرزندش را به دنيا آورد .
و سپس شير از پستانهايش چكيد .
قوم ثمود پس از آنكه اين معجزه را مشاهده كردند به حضرت صالح عليه السلام گفتند :
- اى صالح - اينك دانستيم كه پروردگار تو عزيزتر و اقتدار او بيشتر از بتهايى است كه ما مىپرستيم .
- و در محلى كه قوم ثمود زندگى مىكردند چشمهء آبى وجود داشت - .
سپس حضرت صالح عليه السلام به آنها گفت : آب اين چشمه يك روز نوبت شتر . و يك روز نوبت شما مىباشد .
و در روزى كه شتر از آب آن چشمه مىخورَد . شير خود را در اختيار شما قرار مىدهد .
و آن شتر پس از آنكه از آب آن چشمه مىخورد در وسط آبادى مىايستاد . سپس تمام افراد شير آن را مىدوشيدند و نياز خود را بر طرف مىكردند .
پس از گذشت مدتى نُه نفر از قوم ثمود - كه سردمدار بودند و مرتكب فساد مىشدند و به صلاح روى نمىآوردند - شتر حضرت صالح را به قتل رساندند و بچهء آن شتر را نيز كشتند .
سپس آنها به صالح گفتند : اگر تو راست مىگوئى و از پيامبران هستى عذابى را كه به ما وعده داده بودى بر ما نازل كن .
حضرت صالح به آنها گفت : سه روز در خانههاى خود زندگى خواهيد كرد سپس به هلاكت خواهيد رسيد .
حمايت از حيوانات در اسلام ( فارسى ) — صفحة 168
مساهمون: السيد هاشم الناجي الموسوي الجزائري
ص١٦٨