شرح
طرح روايت منافى
در باب زن مرتدّ سه مطلب مورد اتفاق فقها بود : عدم قتل ، خلود در سجن و قبول توبه . روايتى را صاحب وسائل رحمه الله نقل كرده است كه با آنچه گفتيم ، منافات دارد : وعنه ، عن النّضر بن سويد ، عن عاصم بن حميد ، عن محمّد بن قيس ، عن أبي جعفر عليه السلام ، قال : قضى أمير المؤمنين عليه السلام في وليدة كانت نصرانيّة فأسلمت وولدت لسيّدها ، ثمّ إنّ سيّدها مات وأوصى بها عتاقة السريّة على عهد عمر فنكحت نصرانيّاً ديرانيّاً وتنصّرت فولدت منه ولدين وحبلت بالثالث ، فقضى فيها أن يعرض عليها الإسلام فعرض عليها الإسلام فأبت ، فقال : ما ولدت من ولد نصرانيّاً فهم عبيد لأخيهم الّذي ولدت لسيّدها الأوّل ، وأنا أحبسها حتّى تضع ولدها ، فإذا ولدت قتلتها . « 1 » فقه الحديث : سند روايت صحيح است . امام باقر عليه السلام فرمود : أمّ ولدى نصرانى اسلام آورد و براى مولايش فرزندى زاييد . اربابش مُرد و وصيّت كرد پس از مرگش اين كنيز آزاد گردد - ظاهراً مقصود از « عتاقة السرية » اين است اگر سهم ولد به اندازهاى نباشد كه مادرش آزاد شود ، كارى كنند كه آزاد شود - به هر تقدير ، امّ ولد پس از مرگ صاحبش آزاد شد و با يك نصرانى ديرنشين ازدواج كرد و به دين نصارى درآمد . از آن مرد نصرانى دو فرزند به دنيا آورد و به فرزند سوّم آبستن شد . اين جريانها در زمان خلافت عمر بن خطّاب اتفاق افتاد . مطلب را نزد اميرالمؤمنين عليه السلام مطرح كردند . آن حضرت فرمود : اسلام را بر آن زن عرضه كنيد . ولى او از پذيرفتن اسلام امتناع كرد . امام عليه السلام فرمود : دو بچّهاى كه در حال نصرانيّت زاييد عبد برادر مسلمانشان هستند . سپس فرمود : او را حبس مىكنم تا وضع حمل كند ، آنگاه او را خواهم كشت . طرح اشكال : امام عليه السلام در مورد اين زنى كه مرتدّ ملّى است ، پس از امتناع از توبه ، حكم به قتل داده است ؛ در حالى كه بر طبق روايات گذشته ، بايد او را به زندان ابد بيندازند .هامش
( 1 ) . وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 550 ، باب 4 از ابواب حدّ مرتد ، ح 5 .