شرح
هرچند عامى مذهب مىباشد . پس ، روايت موثّقه است و نيازى به جابر ندارد .
فقه الحديث : امام صادق عليه السلام فرمود : مرد مرتدّ را توبه مىدهند ؛ اگر نپذيرفت ، او را مىكشند ؛ و زن مرتدّ را توبه مىدهند ؛ اگر زيربار نرفت ، زندانى شده او را اذيّت و آزار مىدهند . - به همان شكلى كه در قسمتى از روايات آمده بود ؛ به او قوت لايموت مىدهند و در اوقات نماز او را مىزنند . -
كيفيّت دلالت : شهيد ثانى رحمه الله مىفرمايد : جملهى اول را بايد بر مرتدّ ملّى حمل كرد ؛ جملهى دوّم نيز به حكم اتّحاد سياق مربوط به مرتدّ ملّى مىشود . در نتيجه ، بحث استتابه مربوط به مرتدّ ملّى است و براى زنىكه ارتدادش فطرى باشد ، دليلى بر استتابه نداريم . « 1 »
صاحب جواهر رحمه الله مىفرمايد : اين روايت ، دو موضوع و دو حكم دارد . اگر صدر روايت به قرينهى روايات ديگر بر مرتدّ ملّى حمل شد ، چرا دست از اطلاق ذيل روايت برداريم ؟
ذيل كه قرينهى بر خلاف و دليل بر تقييد ندارد ؟ بنابراين ، به اطلاق موضوع دوّم تمسّك كرده و مىگوييم : « المرأة المرتدّة تستتاب مطلقاً أي سواء كانت فطرية أم ملّيّة » . « 2 »
ظاهراً حقّ با صاحب جواهر رحمه الله است . شهيد ثانى رحمه الله نيز فتواى صريحى به تفاوت بين زن مرتدّ ملّى با فطرى نداده است . مىگويد : از نصوص چنين چيزى برداشت مىشود .
نتيجه : از زنى كه به ارتداد ملّى يا فطرى مرتدّ شد ، توبه طلب مىكنند ؛ اگر توبه كرد ، از زندان آزاد مىشود و هيچ مسألهاى ندارد ؛ و اگر زيربار نرفت ، به زندان ابد مىافتد .
كيفيّت توبهى زن مرتدّ
استتابه و طلب توبه فقط يك مرتبه از طرف حاكم است ، اگر به دنبال استتابهى حاكم توبه نكرد ، ليكن يك ماه بعد خودش اظهار توبه كرد ، ظاهراً از او نمىپذيرند . اينطور نيست كه مسأله در اختيار زن باشد كه هر وقت تصميم گرفت ، توبه كند . اين توبه غير از توبهى به درگاه پروردگار است كه هر وقت اراده كرد ، مىتواند توبه كند .هامش
( 1 ) . مسالك الافهام ، ج 15 ، ص 26 .
( 2 ) . جواهرالكلام ، ج 41 ، ص 612 .