شرح
مالك هست و به ورثه منتقل نمىشود .
دقّت در روايات مفيد همين فتوا است . بهائيت به عنوان مصداقى از مصاديق ارتداد مطرح شد ؛ ما بيش از اين مقدار نمىتوانيم از روايات استفاده كنيم .
تنافى در عبارت تحريرالوسيله
امام راحل رحمه الله در تحريرالوسيله در باب حدّ مرتدّ فرمود : « فالفطري لا يقبل إسلامه ظاهراً » . ايشان قيدى به آن نزده است ؛ پس معناى آن ، قبول توبه در باطن و عدم قبول در ظاهر است ؛ ليكن در كتاب ارث مىفرمايد : « نعم تقبل توبته باطناً وظاهراً أيضاً بالنسبة إلى بعض الأحكام فيطهر بدنه وتصحّ عباداته ويملك الأموال الجديدة بأسبابه الإختيارية كالتجارة والحيازة ، والقهرية كالإرث ، ويجوز له التزويج بالمسلمة بل له تجديد العقد على زوجته السابقة » « 1 » توبهى مرتدّ فطرى در باطن و ظاهر نسبت به بعضى از احكام پذيرفته مىشود . با توبهاش ، بدنش طاهر ، عباداتش صحيح مىگردد ، و مالك اموال جديدى مىشود كه با اسباب اختيارى مانند تجارت و حيازت يا اسباب قهرى همانند ارث كسب مىكند ، ازدواج با زن مسلمان برايش جايز مىگردد ، بلكه مىتواند عقد ازدواج زن سابقش را تجديد كند . از اينرو ، بين دو فتوا تنافى وجود دارد .توجيه تنافى
ممكن است در توجيه اين مطلب بگوييم : مقصود از « لا يقبل توبته ظاهراً » در كتاب حدود نسبت به احكام خاصّى مانند قتل و بينونت و اعتداد زوجه و تقسيم اموال است كه در روايات به آن تصريح شده است ، نه نسبت به تمام احكام . با اين توجيه ، احتمال دوّم در معناى باطن و ظاهر روشن مىشود . صاحب جواهر رحمه الله مىفرمود : « لا يقبل توبته ظاهراً » يعنى نسبت به هيچ حكمى از احكام توبهاش پذيرفته نيست ؛ ولى باطناً توبهاش مقبول بوده و اثر آن رفع عذاب اخروى است . احتمال دوّم اين است كه « لا يقبل اسلامه ظاهراً » مربوط به همين چند حكم است ؛ اگر ده سال از ارتدادش گذشته و صدبار هم توبه كرده باشد ، هرگاه حاكم شرع او را يافت ،هامش
( 1 ) . تحرير الوسيلة ، كتاب ميراث ، موانع ارث ، مسأله 10 .