شرح
شايد ، جواب ، قرينهاى بر مورد سؤال راوى باشد ) - .
امام باقر عليه السلام فرمود : كسى كه از اسلام رو برگرداند و به آنچه بر پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله نازل شده كافر شود ، پس از آن كه اسلام آورده است ، توبهاى برايش نيست ؛ قتلش واجب مىشود ، زنش از او جدا گشته و اموالش بين ورثه تقسيم مىگردد .
كيفيّت دلالت : جملهى « فلا توبة له » اگر ذيلى نداشت و روايات ديگر هم نبود ، بر مطلوب صاحب جواهر رحمه الله دلالت داشت . امّا امام عليه السلام پس از اين جمله فرمود : « فقد وجب قتله وبانت منه امرأته ويقسّم ماترك على ولده » . اين جمله ، قرينهى جملهى صدر مىشود ؛ يعنى « لا توبة له » در رابطهى با وجوب قتل ، جدايى زوجه و تقسيم تركهاش است ؛ حتّى اگر جملهى ذيل هم نبود ، روايات ديگر قرينهى بر مراد از اين روايت بود ؛ مانند روايت صحيحهى حسين بن سعيد :
قال : قرأت بخطّ رجل إلى أبي الحسن الرضا عليه السلام رجل ولد على الإسلام ثمّ كفر وأشرك وخرج عن الإسلام ، هل يستتاب أو يقتل ولا يستتاب ؟ فكتب :
يقتل . « 1 »
از امام عليه السلام سؤال مىكند آيا مرتدّ فطرى را توبه مىدهند يا مىكشند ؟ استتابه و عدم آن را در رابطهى با قتل قرار داده است . هرچند ما براى استتابه موضوعيّت قائل نيستيم و در صورتى كه خودش نيز توبه كند ، نمىپذيريم ؛ ليكن جواب امام عليه السلام بر عدم قبولى توبه در رابطهى با قتل است . درست است كه در اين روايت ، محطّ سؤال در رابطهى با قتل بوده ، ليكن روايات عمّار ساباطى نسبت به امور ديگر نيز تعميم داده است .
قال : سمعت أبا عبد اللَّه عليه السلام يقول : كلّ مسلم بين مسلمين ارتدّ عن الإسلام وجحد محمّداً صلى الله عليه و آله نبوّته وكذّبه فإنّ دمه مباح لمن سمع ذلك منه ، وامرأته بائنة منه يوم ارتدّ ويقسّم ماله على ورثته وتعتدّ امرأته عدّة المتوفّى عنها زوجها وعلى الإمام أن يقتله ولا يستتيبه . « 2 »
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 544 ، باب 1 از ابواب حدّ مرتد ، ح 6 .
( 2 ) . همان ، ح 3 .