شرح
جهت اطلاقى ندارد تا بتوان به آن تمسّك كرد .
دليل قول مشهور اطلاق آيهى شريفه است كه فرمود : « أو ينفوا من الأرض » اگر تبعيد براى يك سال بود ، بايد آن را تقييد مىكرد . از عدم تقييد استفاده مىشود كه براى تبعيد ، حدّ و اندازهاى نيست .
امام راحل رحمه الله در اين مورد در تحريرالوسيله فرموده است : احتياط اين است كه تبعيد كمتر از يك سال نباشد ؛ هرچند در بين سال توبه هم كرده باشد ؛ ولى اگر توبه نكرد ، نفى تا زمان توبه استمرار دارد . به عبارت ديگر ، استمرار نفى و ادامهاش را تا زمان توبه قرار دادهاند نه تا زمان مرگ . معلوم مىشود ايشان همان قول محقّق و شهيد ثانى رحمهما الله را پذيرفتهاند .
دليل قول سوّم : روايت مدائنى است كه فرمود : « يفعل ذلك به سنة فإنّه سيتوب وهو صاغر . . . » « 1 » تا يك سال با او معاشرت و مبايعه و . . . نمىشود ؛ پس زود است كه توبه كند در حالى كه خوار باشد . از اين روايت استفاده مىشود ملاك پايان حدّ نفى توبه است ؛ زيرا ، به طور معمول كسى كه تا يك سال در تبعيد بماند ، توبه مىكند .
اين روايت ضعيف و مورد عمل مشهور نيز واقع نشده است تا ضعف سندش جبران شود ؛ لذا ، مشكل است بگوييم : « إستمرار النفي إلى أن يتوب » ، بلكه بايد گفت : « إلى أن يتوب » . آيهى شريفه بر قبولى توبه قبل از دستگيرى دلالت دارد و ما دليلى بر قبول توبه در حين اجراى حدّ نداريم .
نكته پنجم : اگر محارب بخواهد از تبعيدگاه به بلاد شرك برود ، در روايت مدائنى مىگفت « يقتل » « 2 » و اگر خود را به آن بلاد رسانيد ، مىگفت : « قوتل أهلها » . « 3 »
در اين قسمت ، از دو جهت بحث هست :
جهت اوّل : اگر محاربى تصميم داشته باشد به بلاد كفر برود ، نبايد بگذارند به دولت شرك پناه ببرد . اين مطلب را مىتوانيم از طبع قضيه استفاده كنيم ؛ زيرا ، ممكن است اين فرد سبب انحراف ديگران شده و به عنوان مبلّغى بر ضدّ اسلام در آنجا فعاليّت كند ؛ و
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 539 ، باب 4 از ابواب حدّ محارب ، ح 4 .
( 2 ) . همان ، ح 2 .
( 3 ) . همان ، ح 3 .