شرح
كلام اين است كه نتوانيد مطلقات و عمومات كتاب را تقييد يا تخصيص بزنيم . مخالفت به اطلاق و تقييد و عامّ و خاصّ ، مخالفت شمرده نمىشود . از اينرو ، به اين جهت نمىتوان دو روايت را كنار گذاشت . بلكه از جهت اعراض مشهور غير از ابنسعيد حلّى رحمه الله طرح مىشوند ؛ زيرا ، مشهور مىگويند : اگر از بلاد اسلام فرار كرد و به بلاد شرك رفت ، از والى آنجا مىخواهند او را برگرداند و اگر حاضر نشدند ، با آنان مقاتله و جنگ مىكنند .
5 - محمّد بن يعقوب ، عن عليّ بن إبراهيم ، عن أبيه ، عن حنّان ، عن أبي عبد اللَّه عليه السلام في قول اللَّه عزّ وجلّ : إِنَّمَا جَزَ ؤُاْ الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُو وَ . . . الآية قال : لا يبايع ولا يؤوي [ ولا يطعم ] ولا يتصدّق عليه . « 1 »
فقه الحديث : در اين صحيحه امام صادق عليه السلام در رابطهى با آيهى إِنَّمَا جَزَ ؤُاْ الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللَّهَ . . . فرمود : با محارب مبايعه و معامله نشود ؛ به او پناه و مكان ندهند ؛ او را اطعام نكنند ؛ و به او صدقه ندهند .
هرچند در روايت ذكرى از نفى و تبعيد نيست ؛ ليكن طبق قاعده اين امور در رابطهى با نفى از ارض مطرح است . آيا معناى نفى از ارض ، عدم مبايعه و اطعام و پناه دادن و تصدّق است ، يا اين امور را بايد پس از تبعيد مراعات كرد ؟
بنا بر ظاهر ، بايد احتمال دوّم را گرفت ؛ زيرا ، در حقيقت نفى ، اين امور نقش ندارد ؛ بلكه بايد او را از مكان جنايت و محاربه بيرون كرد . امّا فقط به تبعيد اكتفا نمىشود ، بلكه بايد امور مذكور در روايت نيز در حقّش اجرا گردد .
6 - العيّاشي في تفسيره ، عن زرارة ، عن أحدهما عليهما السلام في قوله : إِنَّمَا جَزَ ؤُاْ الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُو - إلى قوله - أو يصلبوا » قال : لا يبايع ولا يؤتى بطعام ولا يتصدّق عليه . « 2 »
فقه الحديث : اين روايت شبيه روايت گذشته است با اين تفاوت كه نمىتوان سندش را تصحيح كرد و در اين روايت مشتمل بر كلمهى « لا يؤوي » نيست ، بلكه « لايؤتى بطعام » دارد .
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 539 ، باب 4 از ابواب حدّ محارب ، ح 1 .
( 2 ) . همان ، ص 541 ، ح 8 .